ماه گرفتگی یاخُسوف (نام قدیمی‌تر مَه‌گرفت) هنگامی روی می‌دهد که کره ماه در حالت بدر و وضعیت مقابله قرار داشته و سایه زمین بر روی آن بیافتد یا بعبارتی ماه وارد مخروط سایه زمین شود.(زمین بین ماه و خورشید قرار گیرد) زمین در حرکت مداری خود به دور خورشید سایه‌اش را، که در فضا در سمتی مخالف خورشید ممتد است، به دنبال می‌کشد. سایه زمین به شکل یک مخروط است که قاعده آن مقطع زمین و طول متوسط آن ۱٬۳۸۰٬۰۰۰ کیلومتر است. طول این سایه، بر اثر تغییر فاصله زمین از خورشید تا حدود ۴۰٬۰۰۰ کیلومتر نسبت به مبدأ متوسط تغییر می‌کند.

ماه گرفتی ۱۱ بهمن ماه ۹۶

مسعود عتیقی مدیر انجمن نجوم آماتوری ایران اظهار داشت: چهارشنبه ۱۱ بهمن ۹۶ ساکنان زمین خسوف کامل از مرحله پایین گِرَفت کامل به بعد را شاهد هستند و ماه‌گرفتگی جزئی مرحله دوم در این گِرَفت را افراد می‌توانند رؤیت کنند، در مراحل قبلی این گِرَفت ماه در زیر افق قرار داشته و در ساعت ۱۷ و ۳۸ دقیقه به وقت ایران با طلوع ماه رصد این ماه‌گرفتگی امکان پذیر است و از افق شرق بیرون می‌آید که با چشم غیر مسلح هم می‌توان آن را دید.وی تصریح کرد: در ساعت ۱۸ و ۴۱ دقیقه تاریخ مذکور گِرَفت جزئی پایان می‌یابد و گِرَفت نیم سایه (خسوف غیر‌مرئی یعنی ماه‌گرفتگی غیر قابل مشاهده) تا ساعت ۱۹ و ۳۸ دقیقه این شب ادامه پیدا می‌کند.

جزئیات ماه گرفتگی کلی در تاریخ چهارشنبه 11 بهمن

آغاز گرفتگی : ساعت 15 و 18 دقیقه

آغازگرفتگی کلی : ساعت 16 و 22 دقیقه

 پایان گرفتگی کلی : ساعت 17 و 38 دقیقه

 پایان گرفتگی : ساعت 18 و 41 دقیقه(شروع گرفتگی در ایران قابل رویت نیست. در مناطق شرقی و مرکزی ایران ، ماه گرفتگی به صورت کلی قابل رویت است ولی در مناطق غربی ماه گرفتگی فقط به صورت جزئی دیده می شود)

تاريخ شنبه سی ام دی ۱۳۹۶سـاعت 13:29 نويسنده راضیه کمال پور

به منظور گسترش دادن علم نجوم در شهرستان آبادان و در انجمن آسمان آبادان از

همه علاقه مندان عزیز با طیف وسیعی از توانایی در جهت رشد هر چه بیشتر این

مجموعه دعوت به عمل می آید منتظر حضور سبزتون در تیم حرفه ای انجمنمون

هستیم

تاريخ جمعه بیست و نهم دی ۱۳۹۶سـاعت 23:52 نويسنده راضیه کمال پور

تأثیر زندگی طولانی در فضا بر روی ساختار مغز!
 
تأثیر زندگی طولانی در فضا بر روی ساختار مغز!

 

محققان بر اساس آزمایش‌های انجام‌شده، نشان‌ دادند که زندگی و اقامت طولانی‌مدت در فضا اثرات منفی روی ساختار مغز دارد که باعث فشار به مغز می‌شود.

سفرهای امروزی به ایستگاه فضایی بین‌المللی (ISS)، چندان آسان نیست. فضانوردان باید آمادگی کامل برای آموزش جسمی، روانی و علمی داشته باشند. درحالی‌که این سفرها می‌‌توانند تأثیر مخربی بر فضانوردان داشته باشند، سفرهای برنامه‌‌ریزی‌شده به مریخ و سایر مأموریت‌های طولانی‌مدت، می‌‌تواند پیامدهای ناگواری داشته باشند؛ به همین دلیل محققان در حال بررسی اثرات سفرهای فضایی بر مغز هستند. در سال‌های گذشته، پژوهش‌های زیادی روی بدن انسان و زندگی در فضا صورت گرفته است که سؤال‌های زیادی در ذهن ما ایجاد می‌کند. یکی از این مهم‌ترین سؤال‌ها، تأثیر گرانش صفر بر بدن انسان است.

بدن انسان برای زندگی در زمین سازگار است نه در گرانش صفر. تحقیق‌های جدید؛ چگونگی تأثیر، عواقب و راه‌های مقابله با آن را تعیین کرده است. چند ماه گذشته با آزمایش‌هایی که محققان روی بدن فضانوردان اسکات کلی و پگی ویتسون انجام دادند، مشخص شد که بی‌وزنی طولانی‌مدت در فضا عوارض جبران‌ناپذیری به همراه دارد؛ اما چه عاملی باعث بروز این مشکلات و تغییرات می‌شود؟ این فضانوردان دچار تاری دید بودند و تحقیقات بیشتر، مشکلات ساختاری مانند تختی پشت کاسه چشم و التهاب عصب اپتیک را آشکار کرد. دانشمندان قبل از این تصور می‌کردند که دلیل اصلی این مشکل در تغییر خون ورودی به نقاط فوقانی بدن است.

اما در تحقیق جدید دلیل دیگری برای این مشکل پیدا شد. کار مایع مغزی- نخاعی ایجاد فضای کافی در تغییرات فشار هیدروستاتیکی است؛ مانند وقتی که از زمین بلند می‌شویم. اما در جاذبه کم این سیستم دچار اختلال می‌شود.

در اقامت‌ها طولانی‌مدت فضا، فضانوردان دچارآسیب بینایی و فشار درون‌جمجمه‌ای می‌شوند

یکی از عوارض معمول سفر به فضا، مشکلات بینایی است. این مشکلات فقط مربوط به سفرهای طولانی‌مدت نیست؛ بلکه برخی فضانوردان در سفرهای کوتاه‌مدت مشکلات بینایی را تجربه کرده‌اند که بعد از اتمام سفر فضایی نیز ادامه داشته است. بر اساس تحقیقات رادیولوژی آمریکای مرکزی در سال گذشته، فضانوردانی که اقامت‌ طولانی‌مدت در فضا داشتند، به‌ دلیل افزایش حجم مایعات اطراف مغز و نخاع دچار اختلال بینایی می‌شوند. در دهه‌ی گذشته، دانشمندان و جراحان ناسا، الگویی در فضانوردانی که به مأموریت‌های طولانی می‌رفتند، مشاهده کردند.

ناسا این وضعیت را آسیب بینایی و فشار درون جمجمه‌ای (VIIP) نامیده است؛ زیرا این امر در نتیجه‌ی تغییرات فشار در مغز و مایع نخاعی، به دلیل نبود جاذبه به وجود می‌آید. رابرتز در آزمایشی از شرکت‌کنندگان درخواست کرد تا به مدت ۹۰ روز در تخت بمانند. دونا رابرتز، محقق و نورورادیولوژیست، پژوهشی در این رابطه انجام داده است. او برای شبیه‌سازی اثرات عدم گرانش بر مغز انسان، سر شرکت‌کنندگان را به سمت پایین قرار داد. در این آزمایش جاذبه زمین تا نزدیک به صفر پایین آورده شد. رابرتز سپس با استفاده از fMRI به بررسی آنچه در مغز این افراد اتفاق می‌افتد پرداخت که نتایج آن بسیار جالب بود.

در روش fMRI یا تصویرسازی تشدید مغناطیسی کارکردی، تصاویری متناوب از مغز در موقع استراحت و فعالیت، گرفته می‌شود. سپس این تصاویر به‌طور دیجیتال از یکدیگر تفریق می‌شوند. نتیجه‌ی به‌دست‌آمده، عملکرد مغز در اثر تغییرات جریان خونی از نظر فیزیولوژیکی را نشان می‌دهد. یکی از مراحل اولیه‌ی نتایج به‌دست‌آمده از تحقیقات رابرتز،افزایش تراکم در بخش بالایی مغز بود که شرکت‌کنندگان هر چه بیشتر در این موقعیت قرار داشتند، شرایطشان وخیم‌تر می‌شد. در مرحله‌ی دوم، وضعیت مغز شرکت‌کنندگان تغییر می‌کرد و فضای بین بالای مغز و جمجمه کاهش می‌یافت.

اسکن مغز شرکت‌کنندگان نشان می‌دهد که فضای بین بالای مغز و جمجمه، همانند فضانوردان کاهش پیدا می‌کند

ناسا مطالعه‌ی دیگری در این مورد انجام داده است. ۳۴ فضانورد که در مأموريت‌های فضایی طولانی‌مدت و کوتاه‌مدت ISS یا سفرهای کوتاه‌مدت شاتل فضایی شرکت داشتند، بررسی شدند. مغز هر شخص در مدت کوتاهی قبل و بعد از مأموريت‌ با تکنولوژی fMRI اسکن شد. از ۱۸ فضانورد ISS که به‌عنوان ساکنین طولانی‌مدت فضا طبقه‌بندی شده بودند، ۱۷ نفر علائم تنگ شدن قشر مرکزی مغز نشان دادند. این اتفاق فقط در سه نفر از ساکنین کوتاه‌مدت مشاهده شد. این قشر،  مناطقی از مغز را که مسئول کنترل حرکتی هستند از مناطق مربوط به گیرنده‌های حسی جدا می‌کند.

اما رابرتز برای اینکه متوجه شود این اثرات در فضانوردان هم اتفاق افتاده است یا خیر، تصاویر مغز شرکت‌کنندگان را با اسکن‌های مغزی فضانوردان که در موقعیت‌های مختلف گرفته شده بود، مقایسه کرد. در این مقایسه، فضانوردان هم تنگ شدن قشر مرکزی را تجربه می‌کنند؛ بخشی در بالای مغز که لوب‌های پیشانی و لوب‌های آهیانه‌‌ای را از یکدیگر جدا می‌کند. ۹۴ درصد از فضانوردان که سفرهای طولانی‌مدت را سپری کرده‌اند، در این وضعیت بودند و کمتر از ۲۰ درصد از فضانوردانی که از پروازهای فضایی کوتاه‌مدت بازگشته بودند نیز این علائم را نشان دادند.

در ۱۲ نفر از فضانوردانی که حضور طولانی‌مدت در فضا داشتند، مغز، حرکتی کلی به سمت بالای جمجمه داشت. همچنین کانال‌های مغزی-نخاعی در بالای جمجمه‌ی ۱۲ نفر از این فضانوردان ‌و یک نفر از فضانوردانی که حضور کوتاه‌مدت داشتند، کوچک شده بود. دانشمندان هنوز مطمئن نیستند این باریک شدن چه تأثیری دارد، آیا مانع از جریان مایع مغزی-نخاعی می‌شود یا بافت‌های اطراف را تحت فشار قرار می‌دهد؟ یک راه حل مناسب برای کاهش اثرات زندگی در فضا روی مغز و همچنین از بین بردن علائم VIIP، این است که مایع نخاعی را که از فشار موجود تولید می‌شود، خارج کرد. اما در حال حاضر، هیچ روشی برای انجام این کار پیچیده‌ای در فضا وجود ندارد.

زندگی در حالت بی‌وزنی باعث می‌‌شود عضلات و استخوان‌ها تحلیل بروند، میزان تولید گلبول قرمز در بدن کاهش یابد و بیماری‌‌های قلبی و عروقی زیادی ایجاد شود. همچنین این بی‌وزنی بر سیستم ایمنی فرد تأثیر منفی می‌گذارد و سبب می‌شود تعادل و بینایی فرد به خطر بیافتد.

سیکل خواب شبانه‌روزی به هم می‌ریزد و ممکن است همیشه حالت تهوع ایجاد شود. با این همه مشکلات اقامت در فضا، آیا سفرهای طولانی‌مدت به مریخ ممکن است؟ سفر فضایی هنوز در مراحل ابتدایی است و در اولین مرحله باید مشکلات آن را از میان برداریم.

 

                                                                                       1 آذر 1396 مترجم : جمشید اله وردی پور

                                                                                     سایت انجمن نجوم آماتوری ایران

تاريخ شنبه دوم دی ۱۳۹۶سـاعت 3:17 نويسنده راضیه کمال پور

کمربند کویپر چیست و چه اجرامی در آن سرگردانند

کمربند کویپر,اخبار علمی,خبرهای علمی,نجوم و فضا

سرپوش علمی - کمربند کویپر یک حلقه قرصی‌ شکل در خارج از منظومه شمسی است که از انبوهی از اجرام ساخته شده است. موقعیت آن در فاصله ۳۰ تا ۵۵ واحد نجومی از خورشید بوده که در صفحه‌ای به دور خورشید می‌چرخد.

 

به طور کلی دو منطقه در خارج از منظومه شمسی جلب توجه می‌کنند؛ کمربند کویپر و ابر اورت. باید دانست که ابر اورت بر خلاف کمربند کویپر که صفحه شکل است، حالتی کروی به خود گرفته است. اغلب اجرام موجود در کمربند کویپر را سنگ‌های یخی کوچک و بزرگ شامل می‌شود.

 

همچنین دو دسته دنباله‌دار در این منطقه وجود دارد؛ دسته اول، دنباله‌ دار‌هایی با دوره تناوب (T) کوتاه یعنی کمتر از ۲۰۰ سال هستند. در حالی که دنباله دار‌های دسته دوم دوره‌ تناوب (T) بیش از ۲۰۰ سال دارند. گمان برده می‌شود که گروهی از سیارک‌های یخی که در حد فاصل میان مشتری و نپتون حضور دارند، تحت تاثیر جاذبه نپتون به این منطقه آمده‌اند.

 

گاهش اوقات نیز برخی از اجرام موجود در کمربند کویپر تحت تاثیر گرانش خورشید و یا غول‌های گازی منظومه شمسی، راه درون را در پیش گرفته و بواسطه حرارت بالای خورشید، بخار شده و سرانجام مانند دنباله‌ داری در آسمان دیده می‌شوند.

 

اینگونه نیست که وجود مناطقی مانند کمربند کویپر منحصر به منظومه شمسی باشد. تاکنون در اطراف ۹ ستاره دیگر نیز چنین مناطقی تشخیص داده‌ شده‌اند. اگر در این کمربند‌ها لبه‌های تیز بیرونی وجود داشته باشد، می‌توان نتیجه گرفت که ستاره تنها نیست و اجرامی دیگری در کنار آن، لبه بیرونی کمربند را صیقل می‌دهند. این اتفاق همانند فرآیندی است که توسط اقمار سیاره زحل انجام شده و منجر به تیز شدن بخش بیرونی حلقه‌های آن می‌شود.

 

کمربند کویپر,اخبار علمی,خبرهای علمی,نجوم و فضا

همان‌گونه که گفته شد، در آنسوی غول گازی نپتون، منطقه‌ای از فضا قرار دارد مملو از اجرام یخی که به کمربند اجرام کویپر مشهور است. این منطقه وسیع تریلیون‌ها شیء به جا مانده از دوران نخست شکل‌گیری منظومه شمسی را شامل می‌شود.

 

یان اورت (Jan Oort)، ستاره‌شناس هلندی، در سال ۱۹۵۰ نظریه‌ای ارائه داد که بر مبنای آن، منشا برخی از دنباله‌دارهای منظومه شمسی احتمالا مناطقی در خارج از این منظومه هستند. این مخزن بعد‌ها به عنوان ابر اورت شناخته شد. پیش‌تر و در سال ۱۹۴۳، کنت اجورث (Edgeworth) بیان کرد که دنباله‌ دار‌ها و برخی دیگر ازاجرام بزرگ‌تر، ممکن است در آنسوی سیاره نپتون وجود داشته باشند.

 

در سال ۱۹۵۲، جرار کویپر (Gerard Kuiper) وجود کمربندی از اجرام یخی در این منطقه را پیش‌بینی کرد که امروزه نام او را یدک می‌کشد. برخی ستاره شناسان نیز نام کمربند اجورث-کویپر را مناسب‌تر می‌دانند.

 

اخترشناسان هم‌اکنون در کمربند کویپر به دنبال “سیاره نهم” می گردند. جهانی فرضی که شواهدی از وجود آن در ۲۰ ژانویه ۲۰۱۶ منتشر شد. سیاره‌ای که در حدود ۱۰ برابر زمین و ۵۰۰۰ برابر پلوتو جرم دارد.

 

کمربند کویپر,اخبار علمی,خبرهای علمی,نجوم و فضا

 

حقایقی درباره کمربند کویپر

کمربند کویپر مداری بیضوی شکل است که فضایی در حدود ۳۰ تا ۵۵ برابر فاصله زمین تا خورشید را در برمی‌گیرد -۴.۵ تا ۷.۴ میلیارد کیلومتر- این کمربند چیزی شبیه به کمربند سیارکی موجود در حد فاصل مریخ و مشتری است. برخلاف اجرام موجود در کمربند سیارکی که عمدتا سنگی هستند، بخش بزرگی از اجرام موجود در این منطقه از جنس یخ هستند

 

دانشمندان تخمین می‌زنند که هزاران جرم به قطر بیش از ۱۰۰ کیلومتر در کنار تریلیون‌ها جرم کوچک‌تر، مانند دنباله‌ دار‌های کوتاه مدت در این کمربند حول خورشید گردش می‌کنند. این منطقه همچنین چندین سیاره کوتوله‌ را نیز در خود دارد.

 

سیارات کوتوله اجرامی هستند که جرمشان برای سیاره‌ بودن کافی نیست، همچنین آنقدر هم کوچک نیستند که در زمره سیارک‌ها گنجانده شوند. همچنین سیارات کوتوله مانند ۸ سیاره رسمی شناخته شده، توانایی پاکسازی مسیر حرکتی خود از سایر اجرام در مدارشان را ندارند.

 

سیاره کوتوله چیست؟ سیاره بودن یا نبودن، مسئله این است!

با وجود حجم عظیمی که کمربند کویپر در فضا اشغال می کند، تا سال ۱۹۹۲ ناشناخته باقی مانده بودند، البته قبل از آنکه در این سال توسط دیو جویت (Dave Jewitt) و جین لو (Jane Luu) شناسایی شوند. بر اساس گفته‌های ناسا، این دو نفر تا سال ۱۹۸۷ آسمان‌ها را در جستجوی اجرامی کم‌نور در آنسوی نپتون مورد واکاوی قرار می‌دادند. جالب آنکه اولین جرمی که رصد کردند را “اسمایلی” (Smiley) نام نهادند. البته بعد‌ها تحت عنوان “۱۹۹۲ QB1” فهرست بندی شد.

 

شکل‌گیری

در هنگام شکل‌گیری منظومه شمسی، بسیاری‌ از گاز‌ها، سنگ‌ها و غبار‌های کیهانی به یکدیگر پیوستند و بدین شکل خورشید و سایر سیارات را شکل دادند. پس از آن سیارات باقی‌مانده، خرده‌ اجرامی را که در مسیرشان قرار می‌گرفتند به درون خورشید و یا به خارج از منظومه شمسی هدایت کردند.

 

اجرام دورتر از کشش گرانشی سیاراتی مانند مشتری در امان ماندند؛ به طوری که به آرامی در مداری به دور خورشید شروع به گردش کردند. کمربند کویپر و همتای دور و کروی شکل آن، بقایای به‌ جا مانده از مراحل اولیه شکل‌گیری منظومه شمسی هستند و می‌توانند اطلاعات ارزشمندی از نحوه پیدایش این منظومه ارائه دهند.

 

بر اساس مدل نیس (Nice)، کویپر احتمالا در جایی نزدیک‌تر به خورشید نسبت به منطقه کنونی خود شکل گرفته است؛ جایی در حوالی مدار کنونی نپتون. در این مدل، یک رقص دقیق طراحی شده را در پیش می‌گیرند، به این شکل که اورانوس و نپتون به سمت خارج از مرکز منظومه شمسی تغییر مکان می‌دهند. این امکان وجود داشته که آنها اجرام کمربند کویپر را نیز با خود حمل کرده باشند. به عبارت دیگر نقش یک راهنما را برای سفر مهاجرتی آنها ایفا کرده‌اند.

 

کمربند کویپر کلاسیک (بخش متراکم‌تر کمربند کویپر) منطقه‌ای در حدود ۴۲ تا ۴۸ واحد نجومی (هر واحد نجومی فاصله میان زمین تا خورشید یا به عبارتی ۱۵۰ میلون کیلومتر است) را دربرمی‌گیرد. مدار اجرام در این ناحیه بیشترین مقدار پایداری را دارد. اگرچه برخی اجرام در مواقعی که بسیار زیاد به نپتون نزدیک می‌شوند، مسیر حرکت خود را تغییر می‌دهند.

 

اجرام کمربند کویپر

پلوتو اولین جرم از کمربند کویپر بود که مورد مشاهده قرار گرفت، هرچند که دانشمندان در آن زمان این منطقه را شناسایی نکرده بودند. جویت (Jewitt) و لو (Luu) نخستین کسانی بودند که حرکت آهسته برخی از اجرام این کمربند را در خارج از منظومه شمسی رصد کردند. سایر اجرام نیز اندکی بعد کشف شدند و ستاره‌شناسان به سرعت ناحیه‌ای در ورای سیاره نپتون را، مملو از جهان‌های کوچک و سنگ‌های یخی، کشف کردند.

 

کمربند کویپر,اخبار علمی,خبرهای علمی,نجوم و فضا

یکی از اجرام کویپر، سیاره کوتوله‌ای است به نام سدنا (Sedna) که در سال ۲۰۰۴ کشف شد. سدنا فاصله بسیار زیادی تا خورشید دارد؛ به نحوی که ۱۰ هزار و ۵۰۰ سال طول می‌کشد تا یک مرتبه، مدار خود به دور خورشید را طی کند. این جرم، ۱۷۷۰ کیلومتر پهنا دارد و در یک مدار غیرعادی به دور خورشید گردش می‌کند. کمترین فاصله سدنا از خورشید، ۱۲.۹ میلیارد کیلومتر و بیشترین میزان آن، ۱۳۵ میلیارد کیلومتر است که همین موضوع غیرعادی بودن مدار این سیاره کوتوله را تعریف می‌کند.

 

مایکل براون، ستاره‌شناس آمریکایی، کاشف سدنا و چند جرم دیگر در کمربند کویپر، می‌گوید:

در منطقه‌ای که سدنا حضور دارد، خورشید بسیار کوچک است. شما می‌توانید با سر یک سوزن آن را بپوشانید.

 

در ماه جولای سال ۲۰۰۵، ستاره‌شناسان وجود جرمی را در این کمربند تایید کردند که به نظر می‌رسید از پلوتو بزرگتر باشد. در مشاهدات بعدی مشخص شد اندازه این جرم، که اریس (Eris) نام گرفت، اندکی از پلوتو کمتر است. اریس مدار خود به دور خورشید را طی ۵۸۰ سال طی می‌کند و در سفرش به دور خورشید، گاهی به نسبت زمین از مناطقی ۱۰۰ برابر دورتر از خورشید، گذر می‌کند.

 

کشف اریس، ستاره‌شناسان را نسبت به قرار دادن پلوتو در فهرست سیارات، کاملا به شک انداخت. در سال ۲۰۰۶ بود که آنها پلوتو، اریس و سرس (Cerec) را به عنوان یک سیاره کوتوله مجددا نامگذاری کردند. دو سیاره کوتوله دیگر هائومیا (Haumea) و ماکه‌ماکه (Makemake) نام دارند که در سیال ۲۰۰۸ در کمربند کویپر شناسایی شدند.

 

نقاشی بالا از سیاره کوتوله اریس (Eris) با پس زمینه‌ای از قمر آن، دیسمونیا (Dysmonia) کشیده شده است. رصد‌های جدید نشان می‌دهند اریس کوچک‌تر از آن چیزی است که تا به امروزه تصور می‌کردیم. (اعتبار: ESO/L. Calçada)

 

اما وضعیت هائومیا به عنوان یک سیاره کوتوله هنوز در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. وقتی در سال ۲۰۱۷، این جرم از مقابل یک ستاره درخشان عبور کرد، دانشمندان متوجه شدند که بیشتر از آنکه کروی باشد حالتی کشیده دارد. بر اساس تعریفی که اتحادیه بین‌المللی ستاره‌شناسان (IAU) ارائه داده‌اند، کروی بودن، یکی از مشخصه‌های سیاره کوتوله بودن است. چرخش سریع هائومیا به دور خودش جدا از اینکه شکل کشیده آن را سبب شده، منجر به آن شده که هر روز، در این سیاره تنها ۴ ساعت به طول انجامد.

 

سانتوس سانز، اخترفیزیکدان اسپانیایی، معتقد است:

اگر از من بپرسید که آیا این موضوع منجر به ایجاد تغییراتی در تعریف کلی یک سیاره کوتوله می‌شود یا خیر، در پاسخ خواهم گفت که احتمالا بله؛ اما مدتی زمان خواهد برد.

 

تا پیش از این در اطراف سیارات کوتوله چندین قمر نیز مشاهده شده است. اخیرا آقای سانز و تیمش موفق به شناسایی حلقه‌هایی در اطراف این اجرام شده‌اند.

 

 شناسایی حلقه‌ای در اطراف یک سیاره کوتوله در منظومه شمسی

سیاره نهم

سیاره‌ نهم جهانی فرضی است که در مداری ۲۰ مرتبه بزرگ تر از مدار نپتون -این مدار در نزدیک‌ترین حالت ۲.۷ میلیون مایل از خورشید فاصله دارد- به دور خورشید در گردش است. همچنین باید اشاره کرد که شعاع مدار حرکت این سیاره ناشناخته، ۶۰۰ برابر بزرگ‌تر از شعاع مدار زمین است.

 

دانشمندان تاکنون سیاره نهم را به طور مستقیم مشاهده نکرده‌اند. اما وجود آن بواسطه اثرات گرانشی که بر سایر اجرام کمربند کویپر می‌گذارد به اثبات رسیده است.

 

مایک براون (Mike Brown) و کنستانتین باتیگین (Konstantin Batygin) از موسسه تکنولوژی دانشگاه کالیفرنیا در پاسادنا، در مطالعه‌ای که در مجله Astronomical Journal منتشر شد، به توضیح شواهد اثبات کننده وجود سیاره نهم پرداخته‌اند.

 

این تحقیق بر اساس مدل‌های ریاضی و شبیه‌سازی‌های کامپیوتری به دست آمده است و در آنها اطلاعات حاصل از رصد ۶ جرم کوچک‌ دیگر که در کمربند کویپر و در وضعیت مشابه با هم در مدارشان گردش داشته‌اند، گنجانده شده‌ است.

 

اکتشافات

رصد اجرام کمربند کویپر به دلیل اندازه کوچک و موقعیت دور دست‌شان، امری بسیار چالش برانگیز است. اندازه گیری‌های مادون قرمز صورت گرفته توسط تلسکوپ فضایی اسپیتزر به شناسایی این اجرام کمک‌های شایانی کرده است.

 

سازمان فضایی ناسا در راستای بسط درک و بینش‌مان از اجرام کمربند کویپر که به دلیل تاریخچه‌شان به منزله سرنخی برای کشف رموز تولد منظومه شمسی به شمار می‌‌آیند، ماموریت افق‌های نو (New Horizons) را تدارک دیده است. این فضاپیما در سل ۲۰۱۵ مسیر خود را برای بررسی چندین عضو دیگر از مجموعه اجرام کمربند کویپر ادامه داد. مطابق برنامه‌ریزی‌ها در اول ژانویه ۲۰۱۹ این فضاپیما پروازی نزدیک از کنار یکی از این اجرام به نام ۲۰۱۴ MU69 خواهد داشت.

 

کمربند کویپر در ورای مدار سیاره نپتون، در این تصویر، قابل مشاهده است. سیاره کوتوله اریس (Eris) یکی از ساکنان این منطقه است که در مداری بیضوی شکل و به شدت کج شده در حال حرکت است.

 

آلن استرن (Alan Stern) محقق اصلی محقق اصلی ماموریت افق‌های نو از موسسه تحقیقاتی جنوب غربی (SwRI) در کلورادو، طی بیانیه‌ای گفت:

 

جرم ۲۰۱۴ MU69 انتخاب بسیار خوبی است، چرا که یکی از اجرام قدیمی کمربند کویپر محسوب می‌شود و مدار‌ آن درحال شکل‌گیری است. تحقیقات صورت گرفته در دهه‌های اخیر ما را بر آن داشت تا فضاپیما افق‌های نو را به سمت این جرم سوق دهیم.

 

تحقیقات اخیر نشان داده است که ۲۰۱۴ MU69 شکلی کشیده دارد و حتی ممکن است با یکی دیگر از اجرام کمربند کویپر جفت شده باشد.

 

استرن می‌افزاید:

تحقیقات جدید واقعا چشمگیر هستند. شکل عجیب MU69 برای تیم تحقیقاتی ما انگیزه‌ای محسوب می‌شود تا مطالعات را ادامه دهیم. همچنین به نظر می‌رسد این جرم در صورت داشتن یک شریک و تشکیل منظومه‌ای دوتایی، یکی دیگر از اولین‌ها را در فهرست کشفیات افق‌های نو به ثبت برساند. مادامی که کاوشگر افق‌های نو به کندوکاو در این کمربند ادامه می‌دهد، تاریخ‌سازی‌های آن نیز ادامه خواهد داشت.

 

جان اسپنسر (John Spencer)، یکی از اعضای تیم علمی ماموریت افق‌های نو، می‌گوید:

از رصد‌ها و نما‌های نزدیکی که فضاپیما افق‌های نو از ثبت خواهد کرد، آموزه‌های بسیاری می‌توانیم بدست آورید، مواردی که به هیچ عنوان از سطح زمین امکان دسترسی به آنها را نخواهیم داشت. تصاویر دقیق و سایر داده‌هایی که “افق‌های نو” بواسطه پرواز‌های نزدیک از کنار اجرام کمربند کویپر بدست خواهد آورد، در درک ما از کمربند کویپر و اجرام آن انقلابی به پا خواهد کرد.

 

کمربند کویپر هنوز ناشناخته‌های زیادی در خود دارد، اما مطمئنا در سال‌های آتی، داده‌های ما از این منطقه در فضا بیشتر خواهد شد.

تاريخ شنبه دوم دی ۱۳۹۶سـاعت 2:39 نويسنده راضیه کمال پور

بررسی نظریه‌های رایج در مورد حیات فرازمینی

حیات فرازمینی,اخبار علمی,خبرهای علمی,نجوم و فضا

فکر کردن در مورد حیات فرازمینی همواره جالب و گاهی آمیخته با تخیل بوده است. در گزارشی با ۶ تئوری علمی محتمل در این مورد آشنا می‌شویم.

 

ما در زمان نسبتا کوتاهمان در سیاره‌ی زمین، کارهای زیادی انجام داده‌ایم. ما انسان را به ماه فرستاد‌یم؛ تلسکوپ‌های قوی ساختیم تا با آن‌ها دورترین نقاط کیهان را مشاهده کنیم؛ و حتی ربات‌هایی به مریخ فرستادیم. بعضی از سازمان‌ها حتی درصدد کشف حقیقت‌های بیشتری هستند. آژانس فضایی اروپا و ناسا، پژوهش‌هایی به نام جست‌وجوی هوش‌فرازمینی (SETI) را آغاز کرده‌اند تا بفهمند آیا ما در این گیتی پنهاور تنها هستیم یا خیر. در حال حاضر پروژه‌هایی درحال بررسی زندگی هوشمند در سایر ستاره‌ها هستند؛ ولی بعد از دهه‌ها بررسی، هنوز به نتیجه‌ی خاصی نرسیده‌اند.

 

پارادوکسی که باعث آغاز همه چیز شد

منظومه‌ی شمسی ما بسیار کهن است. البته دانشمندان هنوز سن واقعی آن را به‌طور دقیق نمی‌دانند. سرنخ‌هایی که از شهاب‌سنگ‌ها به‌ دست آمده است، عمری حدود ۵ میلیارد سال را نشان می‌دهد. با اینکه هنوز سفر بین‌ستاره‌ای رؤیایی دور از دسترس است؛ ولی فناوری جدید هرساله ما را به بررسی سیگنال‌های رسیده از سیارات و ستاره‌های دیگرنزدیک‌تر می‌کند. میزان شناسایی دنیا و سیستم‌های ستاره‌ای ناشناخته‌ در حال افزایش است و ما روزبه‌روز با چیزهای جدیدتر و ناشناخته‌تری آشنا می‌شویم؛ اما هیچ‌کدام از این روش‌ها و فناوری‌های جدید تا به حال نشانه‌ای از وجود هوش‌ فرازمینی به ما نداده است.

 

با توجه به اندازه و قدمت سیاره‌ی ما، به نظر می‌رسد که باید با آن‌ها تماس برقرار کنیم؛ که البته نمی‌توانیم.

 

حیات فرازمینی,اخبار علمی,خبرهای علمی,نجوم و فضا

در اوایل قرن بیستم، فیزیکدانی به نام انریکو فرمی این سؤال برایش پیش آمد که: چرا ما تاکنون نتوانسته‌ایم افراد فرازمینی را پیدا کنیم؟ (یا چرا آن‌ها نتوانسته‌اند ما را پیدا کنند؟) این سؤال او بعدا به پارادوکس فرمی یا سکوت بزرگمعروف شد. دانشمندان تا به حال پاسخ‌های زیادی به این سؤال داده‌اند که اکنون به چندتای آن‌ها می‌پردازیم:

 

 فیلتر عظیم

اگر فرض را بر این بگیریم که موجودات بیگانه حتما وجود دارند، می‌توانیم به تئوری فیلتر عظیم بپردازیم. طبق این تئوری، سدی وجود دارد که مانع ارتباط ما با بیگانگان می‌شود و از سفرهای بین‌ستاره‌ای جلوگیری می‌کند. این مانع و سد به‌ نام فیلتر عظیم شناخته می‌شود. فلیتر عظیم، نوعی نیرو است که از سفر یا ارتباط بین‌‌ ستاره‌ای جلوگیری می‌کند.

 

اگر این تئوری درست باشد، دو دلیل اصلی وجود دارد که نشان می‌دهد چرا ما نتوانسته‌ایم ارتباط برقرار کنیم: اول اینکه جوامع قبل از اینکه به پیشرفت کافی برای کشف کیهان و سفر بین‌ ستاره‌ای برسند، خودشان را نابود می‌کنند و این کار با توجه به فناوری ممکن نیست و دوم اینکه این کار اصلا کار جذابی نیست.

 

بر اساس گفته‌های کارشناسان، درصد احتمال وجود فیلتر از درصد احتمال وجود بیگانگان بیشتر است. این نکته توسط رابین هنسون، پژوهشگری از مرکز آینده‌ی انسان در دانشگاه آکسفورد، مورد بررسی قرار گرفت:

تاکنون هیچ تمدن بیگانه‌ای وارد منظومه شمسی ما و حتی منظومه‌های نزدیک به ما نشده است. بنابراین از میان میلیارد‌ها میلیارد ستاره که در دنیا وجود دارند، هیچکدام هنوز به سطح دانش ما نرسیده‌اند. این اطلاعات نشان می‌دهد که یک فیلتر عظیم بین موضوع مرگ که امری طبیعی‌ است و پیشرفت و افزایش عمر وجود دارد.

 

از آنجایی که ما نمی‌توانیم از وجود بیگانگان مطمئن شویم یا اینکه منظومه‌ی شمسی را برای این کار ترک کنیم، این سؤال مطرح می‌شود که چه چیزهایی مانع ما برای این‌ کار می‌شوند؟ هنسون در این مورد می‌نویسد:

هرچه تکامل ما برای رسیدن به مرحله کنونی آسان بود، احتمالا به‌همین میزان شانس‌های آینده ما کمرنگ‌تر می‌شود.

 

به عبارت دیگر، هرچه عمر کیهان به سمت جلو حرکت می‌کند، احتمالات هم بیشتر می‌شوند: ممکن است با یک تحول عظیم، تمام زندگی‌ها از بین بروند یا ممکن است فناوری آنقدر پیشرفت کند که دیگر محدودیتی وجود نداشته باشد.

 

مزاحم بیگانگان نشوید!

فرضیه دیگری نیز وجود دارد که می‌گوید بیگانگان وجود دارند، ولی غیرفعال‌اند. این فرضیه که به فرضیه تابستان‌خوابی(Aestivation) معروف است، توسط پژوهشگران مرکز آینده‌ی انسان در دانشگاه آکسفورد و رصدخانه‌ی نجوم بلگراد مطرح شده است. تابستان‌خوابی یعنی اینکه بیگانگان برای مدتی طولانی در حالت بدون فعالیت هستند؛ چیزی شبیه به خواب زمستانی خرس‌ها یا فرورفتن قورباغه‌ها در گل‌ولای موقع جریان آب داغ.

 

طبق این نظریه که در مجله‌ی انجمن بین‌المللی بریتانیا در سال ۲۰۱۷ منتشر شد، بیگانگان در خواب زمستانی به سر می‌برند تا شرایط زندگی برای آن‌ها فراهم شود. پژوهشگران معتقدند که قوانین ترمودینامیک مستقیما بر فناوری‌های محاسباتی تأثیر می‌گذارند و آن‌ها را محدود می‌کنند. برای اینکه این فناوری‌ها به‌خوبی کار کنند باید خنک شوند. خلق و ساخت فناوری‌های پیشرفته و خنک‌ نگه داشتن آن‌ها کار بسیار سختی است. بنابراین بیگانگان فعلا خاموش و بی‌فعالیت هستند تا زمانی که کیهان خنک شود.

 

اما استخراج اطلاعات در مورد تمدن‌های بیگانه آن هم به‌وسیله‌ی مدل‌های تقریبا ناکامل ما کاری پیچیده است. اگر بیگانگان راهی برای مسائل مربوط به ترمودینامیک پیدا کنند چه می‌شود؟ اگر عوامل مهم‌تر دیگری در این مسئله نقش داشته باشند، چه می‌شود؟ اگر حامیان این تئوری در مورد رابطه‌ی بین ترمودینامیک و فناوری اشتباه کرده باشند، نظریه‌ی خواب‌ تابستانی ناقص خواهد شد و شاید دلایل دیگری در مورد بیگانگان صدق کند.

 

 گلوگاه گایانی

طبق این تئوری، زندگی به شرایط محیطی خاصی نیاز دارد که در همه جا متفاوت است و شبیه به یکدیگر نیست. اخترزیست‌شناسان در دانشگاه ملی استرالیا توضیحی برای پارادوکس فرمی در سال ۲۰۱۶ ارائه دادند. این پژوهشگران نوشتند:

 

از نظر کیهان‌شناسی، انقراض پدیده‌ای است که برای اکثر زندگی‌هایی که در سیارات دیگر جریان دارند، یک فرض از پیش تعیین‌شده و اتفاقی حتمی است؛ زیرا سیاره‌ای که موجودات در آن زندگی می‌کنند باید برای زندگی آن‌ها مناسب باشد، ولی با تغییرات ناگهانی به‌وجود‌آمده به دلیل اثرات گازهای گلخانه‌ای، زندگی آن‌ها دست‌خوش تغییراتی می‌شود و به احتمال زیاد آن‌ها خیلی زود منقرض می‌شوند و دیگر نمی‌توانند پیشرفت کنند.  

 

حیات فرازمینی,اخبار علمی,خبرهای علمی,نجوم و فضا

برای اینکه زندگی بیگانگان برای مدت طولانی جریان داشته باشد، باید بتواند با شرایط گوناگون که دائما در حال تغییر هستند کنار بیاید. زندگی بیگانگان شبیه به سوار شدن روی یک گاو نر وحشی است که هر لحظه امکان دارد شما را پایین بیندازد. از نظر پژوهشگران، تنها سیاره‌ی زمین است که می‌تواند جایی مناسب برای حیات به‌ مدت طولانی باشد.

 

گیر افتاده در اقیانوس‌های عمیق

در سال ۲۰۱۵ بود که فضاپیمای نیوهورایزن ناسا بعد از یک دهه سفر، سرانجام به سیاره پلوتون رسید. وقتی این فضاپیما به پلوتون رسید و سطح پوشیده از یخ آن‌ها را به ما نشان داد، این سؤال مطرح شد که آیا اقیانوس‌هایی در زیر این یخ‌ها وجود دارند؟ این سؤالات سیاره پلوتون را به لیست سیاراتی اضافه کرد که فرض می‌شد در آن‌ها نیز اقیانوس‌هایی در زیر سنگ و یخ قرار دارند (مثل قمرهای زحل: قمر اروپا، قمر کالیستو، قمر انسلادوس و قمر گانیمید؛ و همچنین قمر تایتان از سیاره مشتری).

 

این فرضیه که اقیانوس‌هایی در سیارات دیگر وجود دارند، برای بعضی‌ها این سؤال را مطرح کرد که آیا زندگی در این اقیانوس‌ها جریان دارد یا خیر. آلن استرن، پژوهشگر اصلی نیوهورایزن، یکی از این افراد است. از آنجایی که این اقیانوس‌ها اکوسیستم پایدارتری نسبت به جریان‌های سطحی دارند، تغییراتی مثل جذرومد و پراکندگی در آن‌ها در مدت‌زمان طولانی‌تری اتفاق می‌افتد. همچنین یک پوسته‌ی بسیار زمخت و قوی از زندگی داخل اقیانوس‌ها در برابر تغییرات شدید اقلیمی و گازهای کشنده موجود در سطح، محافظت می‌کند. استرن به سایت Space.com چنین گفت:

 

اثرات ابرنواخترها، شراره‌های خورشیدی، اثرات مداری، مگنتوسفر و اتمسفر سمی، هیچ تأثیری روی این اقیانوس‌ها نمی‌گذارد.

 

هر نوع زندگی و حیاتی که در این اقیانوس‌های عمیق جریان داشته باشد باید از مانعی عبور کند تا بتواند به سایر حیات‌ها در سیارات دیگر دسترسی پیدا کند. این مانع در واقع همان پوسته‌ی ضخیم و محافظ اقیانوس‌ها است؛ این امر هم تقریبا غیر ممکن است. در نتیجه نباید منتظر نشانه‌هایی از طرف آن‌ها باشیم.

 

سیگنال‌های گمشده

تقریبا ۸۰ سال است که ما از تکنولوژی رادیویی برای یافتن سیگنال‌های زندگی بیگانگان استفاده می‌کنیم. مجموعه Allen Telescope Array که در ۴۷۰ کیلومتری شمال‌ شرقی سان‌فرانسیسکو قرار دارد، یکی از بزرگ‌ترین‌ها در نوع خود از سال ۲۰۰۷ است که با داشتن ۴۲ دیش، آماده‌ی دریافت هرنوع سیگنال رادیویی در آسمان است.

 

اما سؤال اینجا است که اگر بیگانگان از همین نوع فرکانس برای ارتباط برقرار کردن استفاده نکنند، چه می‌شود؟ ممکن است فرکانس‌هایی که آن‌ها برای ما می‌فرستند به‌راحتی از کنار ما عبور کنند؛ چراکه ما از روش صحیحی برای دریافت آن‌ها استفاده نمی‌کنیم.

 

حیات فرازمینی,اخبار علمی,خبرهای علمی,نجوم و فضا

به‌جای استفاده از دیش برای دریافت سیگنال‌های رادیویی، دانکان فورگان از دانشگاه سن‌اندروس اسکاتلند پیشنهاد داد یک شبکه‌ی ارتباطی کهکشانی ایجاد کنیم. همانطور که ما در رانندگی با نور بالا به همدیگر علامت می‌دهیم، باید از سایه‌ی زمین وقتی جلوی خورشید قرار می‌گیرد برای فرستادن پیام به سایر نقاط کیهان استفاده کنیم. فورگان پیشنهاد کرد که از لیرزهایی قوی برای فرستادن پیام‌های کدبندی شده استفاده کنیم و این پیام‌ها را هنگام عبور از جلوی خورشید بفرستیم. فورگان به نیو ساینتیست گفت:

 

اگر بخواهید با کسی در سیارات دیگر ارتباط برقرار کنید، موانع زیادی مثل گردوغبار، ستاره‌ها و چاله‌های فضایی سر راه شما قرار دارند. بنابراین شما می‌توانید از این شبکه استفاده کنید. همچنین تمدن‌های بیگانه می‌توانند از همین روش برای ارتباط برقرار کردن استفاده کنند تا پیام‌های بین کهکشانی ما و آن‌ها دیگر در فضا گم نشوند.

 

صبر ما کم است

ما تنها حدود یک قرن است که در تلاش برای یافتن بیگانگان هستیم و این زمان نسبت به عمر دنیا و کیهان زمان بسیار کوتاهی است. ایوان سولومونیدس، یک اخترفیزیکدان دانشگاه کرنل، معتقد است حدود ۱۵۰۰ سال دیگر ما در مورد بیگانگان چیزهایی خواهیم شنید.

 

سولومونیدس در مقاله‌ای برای جامعه‌ی اخترشناسی آمریکا، به بررسی احتمال یافتن زندگی در جای دیگر می‌پردازد:

طبق پیش‌بینی‌های ما، کمتر از یک درصد کهکشان تا به حال کشف شده است و برای اینکه نشانه‌ای دریافت کنیم، باید حدودا نصف ستاره‌ها و سیارات را کشف کرده باشیم.

 

او معتقد است که ما قبل از آگاهی یافتن از بیگانگان، حدود نصف کهکشان راه‌ شیری را کشف خواهیم کرد و از آنجایی که شناخت زیادی از کهکشان‌های همسایه خود نداریم، این روند به‌طول خواهد انجامید.

 

سولومونیدس در مورد مدب ۱۵۰۰ سال گفت:

اینکه ما می‌گوییم ۱۵۰۰ سال دیگر، بدین معنا نیست که لزومی در مورد حتمی بودن آن وجود داشته باشد. ما تنها معتقدیم که اگر چیزی وجود داشته باشد، احتمالا ما تا ۱۵۰۰ سال دیگر نشانه‌هایی از آن دریافت خواهیم کرد.

تاريخ شنبه دوم دی ۱۳۹۶سـاعت 2:25 نويسنده راضیه کمال پور