گروه خبری انجمن نجوم آسمان آبادان گزارش میدهد :

برنامه رصد طولانی ترین رصد  قرن   21امرداد  97

به بهترین شکل خود توسط انجمن نجوم آسمان

آبادان برگزار گردید .Grinning Face  Man Astronaut: Medium Skin Tone  Dizzy

تجهیزات این رصد:

 

دو عدد تلسکوپ دابسونی اسکای واچر یک عدد شش اینچ و یک عدد هشت اینچ
تلسکوپ نیوتوی هشت اینچ اسکای واچر eq5
تلسکوپ نیوتونی هشت اینچ اسکای واچر eq4
یک عدد تلسکوپ 3 اینچ
یک عدد دوربین دوچشمی 15*70
یک عدد دوربین دوچشمی 20*90
یک عدد دوربین عکاسی کنون

با تشکر از ساختمان سازی عبدالباقی

 

 

 

استقبال بی نظیر همشهری های عزیز Family  Bouquet

 

 

ماه که رفته رفته از نظر پنهان میشد New Moon Face  Hugging Face

 

آموزش زنده در شب ماه گرفتگی توسط معاون

و مدرس انجمن سرکار خانم هورا ابراهیمیان Woman Student: Medium-Light Skin Tone  Nerd Face

Smiling Face

تجمع خیل زیادی از علاقمندان جهت رصد ماه

رصدگر جناب  سید ابراهیم ابراهیمان Telescope

جناب آقای امامی بزرگوار از اعضای بسیار فعال Star-Struck

خانم  کمال پور (بنده) در حال شکار زحل سرکش  Face With Tears of Joy 

 

از هر رنج سنی و از هر موقعیت اجتماعی  Smiling Face With Heart-Eyes

 

پوشش خبری برنامه توسط صدا و سیمای

ابادان با مصاحبه ای از خانم ابراهیمیان  Face With Monocle  Film Projector

تیم انجمن در حالت آماده باش Victory HandStar-Struck  Smiling Face With Heart-Eyes Hibiscus

از راست (سید ابراهیم ابراهیمی )،خانم فخر ،خانم ابراهیمی

آقای نی داری پور ،خانم کمال پور،خانم فرهانی ،خانم آلبوغبیش،

آقای امامی،شیخ زاده و پور بچاری عزیز در پشت صحنه

 

اینبار شما ما را رصد کنید با انتقاد خود

تاريخ جمعه دوازدهم مرداد ۱۳۹۷سـاعت 22:36 نويسنده راضیه کمال پور

رویت هلال ماه شوال توسط انجمن نجوم آسمان  آبادان

 و با همکاری  ستاد استهلال آبادان تابستان 97

 

و داستان همیشگی کرشمه های هلال ماه

و ناز خریدن مردان آسمان

   

خدا قوت مدیر

 

 

استاد فرهانی بزرگوار

 

 

بدرود

                                           

تاريخ چهارشنبه سوم مرداد ۱۳۹۷سـاعت 6:24 نويسنده راضیه کمال پور

رصد هلال ماه مبارک رمضان توسط تیم مجرب

و حرفه ای انجمن نجوم آسمان آبادان

با همکاری ستاد استهلال آبادان،

با همکاری ساختمان سازی عبدالباقی ،

تشکر ویژه از آقای طاهری مدیر دبیرستان پالایشگاه 

و آقای موسوی مدیر دبیرستان شاهد خاتم الانبیا

    397/3/24

 

رویت هلال ماه توسط امام جمعه آبادان

 

 

مدیر انجمن جناب ابراهیمیان در حال شکار هلال بسیار باریک ماه رمضان

آماده سازی تجهیزات رصد

 

دوستان خوبمون

دوست دیرین و عکاس خوب انجمن جناب پور بچاری

در حال بحث و رایزنی در مورد موقعیت رویت هلال ماه  

توضیح و آموزش نقشه آسمان و اجرام سماوی توسط مدیر انجمن

 

منتظر نظرات سازنده شما هستیم

تاريخ جمعه بیست و نهم تیر ۱۳۹۷سـاعت 21:27 نويسنده راضیه کمال پور

 

جشن هفته نجوم ،31 فروردین  97    

تاريخ جمعه یکم تیر ۱۳۹۷سـاعت 22:36 نويسنده راضیه کمال پور

ویژه برنامه های هفته جهانی نجوم 

در تاریخ 31 فروردین ماه 1397

به همت انجمن نجوم آسمان آبادان

  

    برنامه منسجم هفته جهانی نجوم     

          

                            

جشنی در خور علم  نجوم  و آسمان دوستان

                                         

 

ایلیای نوجوان مستعد ،

 

 

دست و پنجه  اعضای هنرمند و کدبانوی تیم درد نکنه

خانم فخر و خانم غلامی عزیز گل کاشتن 

 

 

پرورش و جهت دهی هر چه بهتر نیروهای پراستعداد

از اهداف والای انجمن  نجوم

 

 

دانش آموزان فعال و پیگیر برنامه ها

 

 

 حضور ناخدا حمودی و کسب درس از ایشان از

 افتخارات درخشان انجمن نجوم آبادان

 

 

تا بماند روزگاری .......

                                                                               نقد و نظرات خود را درج فرمایید

 

تاريخ جمعه یکم تیر ۱۳۹۷سـاعت 22:16 نويسنده راضیه کمال پور

یکی دیگر از برنامه های منسجم انجمن نجوم آسمان آبادان به مناسبت دهه مبارک  فجر

با محوریت نقاشی نجومی با حضور دانش آمزان  و خانواده ها برگزار شد.

همچنین اعلام برندگان در روز پایانی مسابقات و اعطای جوایز

اجرا و برگزاری مسابقات ویژه دهه فجر توسط تیم  انجمن نجوم آسمان آبادان

و همکاری ویژه پژوهشسرای دانش آموزی بصیرت و مدیر پژوهشسرا سرکار خانم

معلمیان مدیر پژوهشسرای بصیرت

باز هم مدیر مدبر و همراهمون

 

 کوچولو های عزیز  پر استعدادمون

 

 

 

شادن دیگه

 

 

 خانواده های دوست داشتنی

 

 

پدر و دختر  دوست داشتنی و توانای و همراه مسابقه

 

 

اعضای انجمنون بسیار فعال و هنرمند

 

 

اعطای تقدیر نامه به دانش آموزان برنده مسابقات موشک آبی،

ساعت آفتابی،و نقاشی نجومی با حضور همیشگی خانم

معلمیان مدیر پژوهش سرای  دانش آموزی بصیرت

 

 چهره های آشنای پشت صحنه برنامه های انجمن

 

 

و اتمام مسابقات ،سرگرمی و دور همی های شاد با افقی رنگین برای فرزندانمان

 

 تشکر ویژه از مدیر انجمن نجوم آسمان آبادان جناب سید فواد ابراهیمیان که  با

  اهتمام ویژه همیشه در صددزمینه سازی بستری مناسب در جهت رشد بیشتر

علم و همچنین پرورش خلاقیت و نوآوری بین دانش آموزان هستند

خدا نگهدارشون باشه

 

 مجموعه عکس ها توسط خودم ثبت شده اند برای نگاه سبزتان 

تاريخ چهارشنبه دوم اسفند ۱۳۹۶سـاعت 16:58 نويسنده راضیه کمال پور

برنامه ساخت و پرتاب موشک آبی  به خوبی توسط انجمن نجوم آسمان آبادان 

برگزار شد .و همچنین با همکاری پژوهشسرای بصیرت

 

 

برنامه ای بسیار پر هیجان و سرشار از نشاط

 

 

سخت در تکاپو هستند دانش آموزان عزیز

 

 

 خدا قوت به عوامل برگزاری برنامه ساخت و پرتاب موشک آبی که با انرژی

 و در فضایی صمیمی پیگیر مسابقه بودند

 

 

حضور چشمگیر مدارس در همه  پایه های درسی

 

 و در آخر اعلام برندگان مسابقه با حضور کارشناس مسابقه آقای پور ربیعی

 

   عکس ها توسط خانم ها زینب فخر و ثنا پور بچاری ثبت شدند.

تاريخ چهارشنبه دوم اسفند ۱۳۹۶سـاعت 15:49 نويسنده راضیه کمال پور

این هم از کارگاه درجه یک و کاملا حرفه ای آقای خلیلی بزرگوار

 ،قبل از برنامه ماه گرفتگی

 

 

چوب معلم ار شود زمزمه محبتی

جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را

 

 

به صورت مداوم و همیشگی علم نجوم در شهر ما در حال تکثیره

 

 

عشق به آسمان و بودن مداوم در فضایی که دوست میداریم شادابمان میکند

 

اعضا اصلی و فعالان انجمن که برای هر چه بهتر شدن از تلاش فروگذار نیستند

 

منتظر انتقادات سازنده شما هستیم

 

تاريخ شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۶سـاعت 4:17 نويسنده راضیه کمال پور

 

تاريخ سه شنبه دهم بهمن ۱۳۹۶سـاعت 15:54 نويسنده راضیه کمال پور

با سلام خدمت همه اعضا و همراهان همیشگی انجمن نجوم  آسمان آبادان 

تیم انجمن نجوم آبادان قصد دارد در فضایی متفاوت فرصت تجربه کارهای عملی

را به دانش آموزان بدهد تا در کنار درس های تیوری در بستری مناسب توانایی

خود را در عرصه عملی و علمی نشان بدهند

برای اطلاعات مفصل تر در کارگاه های رایگان و عمومی ما حتما  شرکت کنید .

و خبر خوب برای خانواده های عزیز در محیطی بسیار شاد و دوست داشتنی

با عزیزانتان در مسابقه و سرگرمی نقاشی خانوادگی شرکت کنید

 

به شدت منتظر حضور سبزتون هستیم 

 

تاريخ یکشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۶سـاعت 17:0 نويسنده راضیه کمال پور

 

تاريخ یکشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۶سـاعت 0:27 نويسنده راضیه کمال پور

به منظور گسترش دادن علم نجوم در شهرستان آبادان و در انجمن آسمان آبادان از

همه علاقه مندان عزیز با طیف وسیعی از توانایی در جهت رشد هر چه بیشتر این

مجموعه دعوت به عمل می آید منتظر حضور سبزتون در تیم حرفه ای انجمنمون

هستیم

تاريخ جمعه بیست و نهم دی ۱۳۹۶سـاعت 23:52 نويسنده راضیه کمال پور

تأثیر زندگی طولانی در فضا بر روی ساختار مغز!
 
تأثیر زندگی طولانی در فضا بر روی ساختار مغز!

 

محققان بر اساس آزمایش‌های انجام‌شده، نشان‌ دادند که زندگی و اقامت طولانی‌مدت در فضا اثرات منفی روی ساختار مغز دارد که باعث فشار به مغز می‌شود.

سفرهای امروزی به ایستگاه فضایی بین‌المللی (ISS)، چندان آسان نیست. فضانوردان باید آمادگی کامل برای آموزش جسمی، روانی و علمی داشته باشند. درحالی‌که این سفرها می‌‌توانند تأثیر مخربی بر فضانوردان داشته باشند، سفرهای برنامه‌‌ریزی‌شده به مریخ و سایر مأموریت‌های طولانی‌مدت، می‌‌تواند پیامدهای ناگواری داشته باشند؛ به همین دلیل محققان در حال بررسی اثرات سفرهای فضایی بر مغز هستند. در سال‌های گذشته، پژوهش‌های زیادی روی بدن انسان و زندگی در فضا صورت گرفته است که سؤال‌های زیادی در ذهن ما ایجاد می‌کند. یکی از این مهم‌ترین سؤال‌ها، تأثیر گرانش صفر بر بدن انسان است.

بدن انسان برای زندگی در زمین سازگار است نه در گرانش صفر. تحقیق‌های جدید؛ چگونگی تأثیر، عواقب و راه‌های مقابله با آن را تعیین کرده است. چند ماه گذشته با آزمایش‌هایی که محققان روی بدن فضانوردان اسکات کلی و پگی ویتسون انجام دادند، مشخص شد که بی‌وزنی طولانی‌مدت در فضا عوارض جبران‌ناپذیری به همراه دارد؛ اما چه عاملی باعث بروز این مشکلات و تغییرات می‌شود؟ این فضانوردان دچار تاری دید بودند و تحقیقات بیشتر، مشکلات ساختاری مانند تختی پشت کاسه چشم و التهاب عصب اپتیک را آشکار کرد. دانشمندان قبل از این تصور می‌کردند که دلیل اصلی این مشکل در تغییر خون ورودی به نقاط فوقانی بدن است.

اما در تحقیق جدید دلیل دیگری برای این مشکل پیدا شد. کار مایع مغزی- نخاعی ایجاد فضای کافی در تغییرات فشار هیدروستاتیکی است؛ مانند وقتی که از زمین بلند می‌شویم. اما در جاذبه کم این سیستم دچار اختلال می‌شود.

در اقامت‌ها طولانی‌مدت فضا، فضانوردان دچارآسیب بینایی و فشار درون‌جمجمه‌ای می‌شوند

یکی از عوارض معمول سفر به فضا، مشکلات بینایی است. این مشکلات فقط مربوط به سفرهای طولانی‌مدت نیست؛ بلکه برخی فضانوردان در سفرهای کوتاه‌مدت مشکلات بینایی را تجربه کرده‌اند که بعد از اتمام سفر فضایی نیز ادامه داشته است. بر اساس تحقیقات رادیولوژی آمریکای مرکزی در سال گذشته، فضانوردانی که اقامت‌ طولانی‌مدت در فضا داشتند، به‌ دلیل افزایش حجم مایعات اطراف مغز و نخاع دچار اختلال بینایی می‌شوند. در دهه‌ی گذشته، دانشمندان و جراحان ناسا، الگویی در فضانوردانی که به مأموریت‌های طولانی می‌رفتند، مشاهده کردند.

ناسا این وضعیت را آسیب بینایی و فشار درون جمجمه‌ای (VIIP) نامیده است؛ زیرا این امر در نتیجه‌ی تغییرات فشار در مغز و مایع نخاعی، به دلیل نبود جاذبه به وجود می‌آید. رابرتز در آزمایشی از شرکت‌کنندگان درخواست کرد تا به مدت ۹۰ روز در تخت بمانند. دونا رابرتز، محقق و نورورادیولوژیست، پژوهشی در این رابطه انجام داده است. او برای شبیه‌سازی اثرات عدم گرانش بر مغز انسان، سر شرکت‌کنندگان را به سمت پایین قرار داد. در این آزمایش جاذبه زمین تا نزدیک به صفر پایین آورده شد. رابرتز سپس با استفاده از fMRI به بررسی آنچه در مغز این افراد اتفاق می‌افتد پرداخت که نتایج آن بسیار جالب بود.

در روش fMRI یا تصویرسازی تشدید مغناطیسی کارکردی، تصاویری متناوب از مغز در موقع استراحت و فعالیت، گرفته می‌شود. سپس این تصاویر به‌طور دیجیتال از یکدیگر تفریق می‌شوند. نتیجه‌ی به‌دست‌آمده، عملکرد مغز در اثر تغییرات جریان خونی از نظر فیزیولوژیکی را نشان می‌دهد. یکی از مراحل اولیه‌ی نتایج به‌دست‌آمده از تحقیقات رابرتز،افزایش تراکم در بخش بالایی مغز بود که شرکت‌کنندگان هر چه بیشتر در این موقعیت قرار داشتند، شرایطشان وخیم‌تر می‌شد. در مرحله‌ی دوم، وضعیت مغز شرکت‌کنندگان تغییر می‌کرد و فضای بین بالای مغز و جمجمه کاهش می‌یافت.

اسکن مغز شرکت‌کنندگان نشان می‌دهد که فضای بین بالای مغز و جمجمه، همانند فضانوردان کاهش پیدا می‌کند

ناسا مطالعه‌ی دیگری در این مورد انجام داده است. ۳۴ فضانورد که در مأموريت‌های فضایی طولانی‌مدت و کوتاه‌مدت ISS یا سفرهای کوتاه‌مدت شاتل فضایی شرکت داشتند، بررسی شدند. مغز هر شخص در مدت کوتاهی قبل و بعد از مأموريت‌ با تکنولوژی fMRI اسکن شد. از ۱۸ فضانورد ISS که به‌عنوان ساکنین طولانی‌مدت فضا طبقه‌بندی شده بودند، ۱۷ نفر علائم تنگ شدن قشر مرکزی مغز نشان دادند. این اتفاق فقط در سه نفر از ساکنین کوتاه‌مدت مشاهده شد. این قشر،  مناطقی از مغز را که مسئول کنترل حرکتی هستند از مناطق مربوط به گیرنده‌های حسی جدا می‌کند.

اما رابرتز برای اینکه متوجه شود این اثرات در فضانوردان هم اتفاق افتاده است یا خیر، تصاویر مغز شرکت‌کنندگان را با اسکن‌های مغزی فضانوردان که در موقعیت‌های مختلف گرفته شده بود، مقایسه کرد. در این مقایسه، فضانوردان هم تنگ شدن قشر مرکزی را تجربه می‌کنند؛ بخشی در بالای مغز که لوب‌های پیشانی و لوب‌های آهیانه‌‌ای را از یکدیگر جدا می‌کند. ۹۴ درصد از فضانوردان که سفرهای طولانی‌مدت را سپری کرده‌اند، در این وضعیت بودند و کمتر از ۲۰ درصد از فضانوردانی که از پروازهای فضایی کوتاه‌مدت بازگشته بودند نیز این علائم را نشان دادند.

در ۱۲ نفر از فضانوردانی که حضور طولانی‌مدت در فضا داشتند، مغز، حرکتی کلی به سمت بالای جمجمه داشت. همچنین کانال‌های مغزی-نخاعی در بالای جمجمه‌ی ۱۲ نفر از این فضانوردان ‌و یک نفر از فضانوردانی که حضور کوتاه‌مدت داشتند، کوچک شده بود. دانشمندان هنوز مطمئن نیستند این باریک شدن چه تأثیری دارد، آیا مانع از جریان مایع مغزی-نخاعی می‌شود یا بافت‌های اطراف را تحت فشار قرار می‌دهد؟ یک راه حل مناسب برای کاهش اثرات زندگی در فضا روی مغز و همچنین از بین بردن علائم VIIP، این است که مایع نخاعی را که از فشار موجود تولید می‌شود، خارج کرد. اما در حال حاضر، هیچ روشی برای انجام این کار پیچیده‌ای در فضا وجود ندارد.

زندگی در حالت بی‌وزنی باعث می‌‌شود عضلات و استخوان‌ها تحلیل بروند، میزان تولید گلبول قرمز در بدن کاهش یابد و بیماری‌‌های قلبی و عروقی زیادی ایجاد شود. همچنین این بی‌وزنی بر سیستم ایمنی فرد تأثیر منفی می‌گذارد و سبب می‌شود تعادل و بینایی فرد به خطر بیافتد.

سیکل خواب شبانه‌روزی به هم می‌ریزد و ممکن است همیشه حالت تهوع ایجاد شود. با این همه مشکلات اقامت در فضا، آیا سفرهای طولانی‌مدت به مریخ ممکن است؟ سفر فضایی هنوز در مراحل ابتدایی است و در اولین مرحله باید مشکلات آن را از میان برداریم.

 

                                                                                       1 آذر 1396 مترجم : جمشید اله وردی پور

                                                                                     سایت انجمن نجوم آماتوری ایران

تاريخ شنبه دوم دی ۱۳۹۶سـاعت 3:17 نويسنده راضیه کمال پور

کمربند کویپر چیست و چه اجرامی در آن سرگردانند

کمربند کویپر,اخبار علمی,خبرهای علمی,نجوم و فضا

سرپوش علمی - کمربند کویپر یک حلقه قرصی‌ شکل در خارج از منظومه شمسی است که از انبوهی از اجرام ساخته شده است. موقعیت آن در فاصله ۳۰ تا ۵۵ واحد نجومی از خورشید بوده که در صفحه‌ای به دور خورشید می‌چرخد.

 

به طور کلی دو منطقه در خارج از منظومه شمسی جلب توجه می‌کنند؛ کمربند کویپر و ابر اورت. باید دانست که ابر اورت بر خلاف کمربند کویپر که صفحه شکل است، حالتی کروی به خود گرفته است. اغلب اجرام موجود در کمربند کویپر را سنگ‌های یخی کوچک و بزرگ شامل می‌شود.

 

همچنین دو دسته دنباله‌دار در این منطقه وجود دارد؛ دسته اول، دنباله‌ دار‌هایی با دوره تناوب (T) کوتاه یعنی کمتر از ۲۰۰ سال هستند. در حالی که دنباله دار‌های دسته دوم دوره‌ تناوب (T) بیش از ۲۰۰ سال دارند. گمان برده می‌شود که گروهی از سیارک‌های یخی که در حد فاصل میان مشتری و نپتون حضور دارند، تحت تاثیر جاذبه نپتون به این منطقه آمده‌اند.

 

گاهش اوقات نیز برخی از اجرام موجود در کمربند کویپر تحت تاثیر گرانش خورشید و یا غول‌های گازی منظومه شمسی، راه درون را در پیش گرفته و بواسطه حرارت بالای خورشید، بخار شده و سرانجام مانند دنباله‌ داری در آسمان دیده می‌شوند.

 

اینگونه نیست که وجود مناطقی مانند کمربند کویپر منحصر به منظومه شمسی باشد. تاکنون در اطراف ۹ ستاره دیگر نیز چنین مناطقی تشخیص داده‌ شده‌اند. اگر در این کمربند‌ها لبه‌های تیز بیرونی وجود داشته باشد، می‌توان نتیجه گرفت که ستاره تنها نیست و اجرامی دیگری در کنار آن، لبه بیرونی کمربند را صیقل می‌دهند. این اتفاق همانند فرآیندی است که توسط اقمار سیاره زحل انجام شده و منجر به تیز شدن بخش بیرونی حلقه‌های آن می‌شود.

 

کمربند کویپر,اخبار علمی,خبرهای علمی,نجوم و فضا

همان‌گونه که گفته شد، در آنسوی غول گازی نپتون، منطقه‌ای از فضا قرار دارد مملو از اجرام یخی که به کمربند اجرام کویپر مشهور است. این منطقه وسیع تریلیون‌ها شیء به جا مانده از دوران نخست شکل‌گیری منظومه شمسی را شامل می‌شود.

 

یان اورت (Jan Oort)، ستاره‌شناس هلندی، در سال ۱۹۵۰ نظریه‌ای ارائه داد که بر مبنای آن، منشا برخی از دنباله‌دارهای منظومه شمسی احتمالا مناطقی در خارج از این منظومه هستند. این مخزن بعد‌ها به عنوان ابر اورت شناخته شد. پیش‌تر و در سال ۱۹۴۳، کنت اجورث (Edgeworth) بیان کرد که دنباله‌ دار‌ها و برخی دیگر ازاجرام بزرگ‌تر، ممکن است در آنسوی سیاره نپتون وجود داشته باشند.

 

در سال ۱۹۵۲، جرار کویپر (Gerard Kuiper) وجود کمربندی از اجرام یخی در این منطقه را پیش‌بینی کرد که امروزه نام او را یدک می‌کشد. برخی ستاره شناسان نیز نام کمربند اجورث-کویپر را مناسب‌تر می‌دانند.

 

اخترشناسان هم‌اکنون در کمربند کویپر به دنبال “سیاره نهم” می گردند. جهانی فرضی که شواهدی از وجود آن در ۲۰ ژانویه ۲۰۱۶ منتشر شد. سیاره‌ای که در حدود ۱۰ برابر زمین و ۵۰۰۰ برابر پلوتو جرم دارد.

 

کمربند کویپر,اخبار علمی,خبرهای علمی,نجوم و فضا

 

حقایقی درباره کمربند کویپر

کمربند کویپر مداری بیضوی شکل است که فضایی در حدود ۳۰ تا ۵۵ برابر فاصله زمین تا خورشید را در برمی‌گیرد -۴.۵ تا ۷.۴ میلیارد کیلومتر- این کمربند چیزی شبیه به کمربند سیارکی موجود در حد فاصل مریخ و مشتری است. برخلاف اجرام موجود در کمربند سیارکی که عمدتا سنگی هستند، بخش بزرگی از اجرام موجود در این منطقه از جنس یخ هستند

 

دانشمندان تخمین می‌زنند که هزاران جرم به قطر بیش از ۱۰۰ کیلومتر در کنار تریلیون‌ها جرم کوچک‌تر، مانند دنباله‌ دار‌های کوتاه مدت در این کمربند حول خورشید گردش می‌کنند. این منطقه همچنین چندین سیاره کوتوله‌ را نیز در خود دارد.

 

سیارات کوتوله اجرامی هستند که جرمشان برای سیاره‌ بودن کافی نیست، همچنین آنقدر هم کوچک نیستند که در زمره سیارک‌ها گنجانده شوند. همچنین سیارات کوتوله مانند ۸ سیاره رسمی شناخته شده، توانایی پاکسازی مسیر حرکتی خود از سایر اجرام در مدارشان را ندارند.

 

سیاره کوتوله چیست؟ سیاره بودن یا نبودن، مسئله این است!

با وجود حجم عظیمی که کمربند کویپر در فضا اشغال می کند، تا سال ۱۹۹۲ ناشناخته باقی مانده بودند، البته قبل از آنکه در این سال توسط دیو جویت (Dave Jewitt) و جین لو (Jane Luu) شناسایی شوند. بر اساس گفته‌های ناسا، این دو نفر تا سال ۱۹۸۷ آسمان‌ها را در جستجوی اجرامی کم‌نور در آنسوی نپتون مورد واکاوی قرار می‌دادند. جالب آنکه اولین جرمی که رصد کردند را “اسمایلی” (Smiley) نام نهادند. البته بعد‌ها تحت عنوان “۱۹۹۲ QB1” فهرست بندی شد.

 

شکل‌گیری

در هنگام شکل‌گیری منظومه شمسی، بسیاری‌ از گاز‌ها، سنگ‌ها و غبار‌های کیهانی به یکدیگر پیوستند و بدین شکل خورشید و سایر سیارات را شکل دادند. پس از آن سیارات باقی‌مانده، خرده‌ اجرامی را که در مسیرشان قرار می‌گرفتند به درون خورشید و یا به خارج از منظومه شمسی هدایت کردند.

 

اجرام دورتر از کشش گرانشی سیاراتی مانند مشتری در امان ماندند؛ به طوری که به آرامی در مداری به دور خورشید شروع به گردش کردند. کمربند کویپر و همتای دور و کروی شکل آن، بقایای به‌ جا مانده از مراحل اولیه شکل‌گیری منظومه شمسی هستند و می‌توانند اطلاعات ارزشمندی از نحوه پیدایش این منظومه ارائه دهند.

 

بر اساس مدل نیس (Nice)، کویپر احتمالا در جایی نزدیک‌تر به خورشید نسبت به منطقه کنونی خود شکل گرفته است؛ جایی در حوالی مدار کنونی نپتون. در این مدل، یک رقص دقیق طراحی شده را در پیش می‌گیرند، به این شکل که اورانوس و نپتون به سمت خارج از مرکز منظومه شمسی تغییر مکان می‌دهند. این امکان وجود داشته که آنها اجرام کمربند کویپر را نیز با خود حمل کرده باشند. به عبارت دیگر نقش یک راهنما را برای سفر مهاجرتی آنها ایفا کرده‌اند.

 

کمربند کویپر کلاسیک (بخش متراکم‌تر کمربند کویپر) منطقه‌ای در حدود ۴۲ تا ۴۸ واحد نجومی (هر واحد نجومی فاصله میان زمین تا خورشید یا به عبارتی ۱۵۰ میلون کیلومتر است) را دربرمی‌گیرد. مدار اجرام در این ناحیه بیشترین مقدار پایداری را دارد. اگرچه برخی اجرام در مواقعی که بسیار زیاد به نپتون نزدیک می‌شوند، مسیر حرکت خود را تغییر می‌دهند.

 

اجرام کمربند کویپر

پلوتو اولین جرم از کمربند کویپر بود که مورد مشاهده قرار گرفت، هرچند که دانشمندان در آن زمان این منطقه را شناسایی نکرده بودند. جویت (Jewitt) و لو (Luu) نخستین کسانی بودند که حرکت آهسته برخی از اجرام این کمربند را در خارج از منظومه شمسی رصد کردند. سایر اجرام نیز اندکی بعد کشف شدند و ستاره‌شناسان به سرعت ناحیه‌ای در ورای سیاره نپتون را، مملو از جهان‌های کوچک و سنگ‌های یخی، کشف کردند.

 

کمربند کویپر,اخبار علمی,خبرهای علمی,نجوم و فضا

یکی از اجرام کویپر، سیاره کوتوله‌ای است به نام سدنا (Sedna) که در سال ۲۰۰۴ کشف شد. سدنا فاصله بسیار زیادی تا خورشید دارد؛ به نحوی که ۱۰ هزار و ۵۰۰ سال طول می‌کشد تا یک مرتبه، مدار خود به دور خورشید را طی کند. این جرم، ۱۷۷۰ کیلومتر پهنا دارد و در یک مدار غیرعادی به دور خورشید گردش می‌کند. کمترین فاصله سدنا از خورشید، ۱۲.۹ میلیارد کیلومتر و بیشترین میزان آن، ۱۳۵ میلیارد کیلومتر است که همین موضوع غیرعادی بودن مدار این سیاره کوتوله را تعریف می‌کند.

 

مایکل براون، ستاره‌شناس آمریکایی، کاشف سدنا و چند جرم دیگر در کمربند کویپر، می‌گوید:

در منطقه‌ای که سدنا حضور دارد، خورشید بسیار کوچک است. شما می‌توانید با سر یک سوزن آن را بپوشانید.

 

در ماه جولای سال ۲۰۰۵، ستاره‌شناسان وجود جرمی را در این کمربند تایید کردند که به نظر می‌رسید از پلوتو بزرگتر باشد. در مشاهدات بعدی مشخص شد اندازه این جرم، که اریس (Eris) نام گرفت، اندکی از پلوتو کمتر است. اریس مدار خود به دور خورشید را طی ۵۸۰ سال طی می‌کند و در سفرش به دور خورشید، گاهی به نسبت زمین از مناطقی ۱۰۰ برابر دورتر از خورشید، گذر می‌کند.

 

کشف اریس، ستاره‌شناسان را نسبت به قرار دادن پلوتو در فهرست سیارات، کاملا به شک انداخت. در سال ۲۰۰۶ بود که آنها پلوتو، اریس و سرس (Cerec) را به عنوان یک سیاره کوتوله مجددا نامگذاری کردند. دو سیاره کوتوله دیگر هائومیا (Haumea) و ماکه‌ماکه (Makemake) نام دارند که در سیال ۲۰۰۸ در کمربند کویپر شناسایی شدند.

 

نقاشی بالا از سیاره کوتوله اریس (Eris) با پس زمینه‌ای از قمر آن، دیسمونیا (Dysmonia) کشیده شده است. رصد‌های جدید نشان می‌دهند اریس کوچک‌تر از آن چیزی است که تا به امروزه تصور می‌کردیم. (اعتبار: ESO/L. Calçada)

 

اما وضعیت هائومیا به عنوان یک سیاره کوتوله هنوز در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. وقتی در سال ۲۰۱۷، این جرم از مقابل یک ستاره درخشان عبور کرد، دانشمندان متوجه شدند که بیشتر از آنکه کروی باشد حالتی کشیده دارد. بر اساس تعریفی که اتحادیه بین‌المللی ستاره‌شناسان (IAU) ارائه داده‌اند، کروی بودن، یکی از مشخصه‌های سیاره کوتوله بودن است. چرخش سریع هائومیا به دور خودش جدا از اینکه شکل کشیده آن را سبب شده، منجر به آن شده که هر روز، در این سیاره تنها ۴ ساعت به طول انجامد.

 

سانتوس سانز، اخترفیزیکدان اسپانیایی، معتقد است:

اگر از من بپرسید که آیا این موضوع منجر به ایجاد تغییراتی در تعریف کلی یک سیاره کوتوله می‌شود یا خیر، در پاسخ خواهم گفت که احتمالا بله؛ اما مدتی زمان خواهد برد.

 

تا پیش از این در اطراف سیارات کوتوله چندین قمر نیز مشاهده شده است. اخیرا آقای سانز و تیمش موفق به شناسایی حلقه‌هایی در اطراف این اجرام شده‌اند.

 

 شناسایی حلقه‌ای در اطراف یک سیاره کوتوله در منظومه شمسی

سیاره نهم

سیاره‌ نهم جهانی فرضی است که در مداری ۲۰ مرتبه بزرگ تر از مدار نپتون -این مدار در نزدیک‌ترین حالت ۲.۷ میلیون مایل از خورشید فاصله دارد- به دور خورشید در گردش است. همچنین باید اشاره کرد که شعاع مدار حرکت این سیاره ناشناخته، ۶۰۰ برابر بزرگ‌تر از شعاع مدار زمین است.

 

دانشمندان تاکنون سیاره نهم را به طور مستقیم مشاهده نکرده‌اند. اما وجود آن بواسطه اثرات گرانشی که بر سایر اجرام کمربند کویپر می‌گذارد به اثبات رسیده است.

 

مایک براون (Mike Brown) و کنستانتین باتیگین (Konstantin Batygin) از موسسه تکنولوژی دانشگاه کالیفرنیا در پاسادنا، در مطالعه‌ای که در مجله Astronomical Journal منتشر شد، به توضیح شواهد اثبات کننده وجود سیاره نهم پرداخته‌اند.

 

این تحقیق بر اساس مدل‌های ریاضی و شبیه‌سازی‌های کامپیوتری به دست آمده است و در آنها اطلاعات حاصل از رصد ۶ جرم کوچک‌ دیگر که در کمربند کویپر و در وضعیت مشابه با هم در مدارشان گردش داشته‌اند، گنجانده شده‌ است.

 

اکتشافات

رصد اجرام کمربند کویپر به دلیل اندازه کوچک و موقعیت دور دست‌شان، امری بسیار چالش برانگیز است. اندازه گیری‌های مادون قرمز صورت گرفته توسط تلسکوپ فضایی اسپیتزر به شناسایی این اجرام کمک‌های شایانی کرده است.

 

سازمان فضایی ناسا در راستای بسط درک و بینش‌مان از اجرام کمربند کویپر که به دلیل تاریخچه‌شان به منزله سرنخی برای کشف رموز تولد منظومه شمسی به شمار می‌‌آیند، ماموریت افق‌های نو (New Horizons) را تدارک دیده است. این فضاپیما در سل ۲۰۱۵ مسیر خود را برای بررسی چندین عضو دیگر از مجموعه اجرام کمربند کویپر ادامه داد. مطابق برنامه‌ریزی‌ها در اول ژانویه ۲۰۱۹ این فضاپیما پروازی نزدیک از کنار یکی از این اجرام به نام ۲۰۱۴ MU69 خواهد داشت.

 

کمربند کویپر در ورای مدار سیاره نپتون، در این تصویر، قابل مشاهده است. سیاره کوتوله اریس (Eris) یکی از ساکنان این منطقه است که در مداری بیضوی شکل و به شدت کج شده در حال حرکت است.

 

آلن استرن (Alan Stern) محقق اصلی محقق اصلی ماموریت افق‌های نو از موسسه تحقیقاتی جنوب غربی (SwRI) در کلورادو، طی بیانیه‌ای گفت:

 

جرم ۲۰۱۴ MU69 انتخاب بسیار خوبی است، چرا که یکی از اجرام قدیمی کمربند کویپر محسوب می‌شود و مدار‌ آن درحال شکل‌گیری است. تحقیقات صورت گرفته در دهه‌های اخیر ما را بر آن داشت تا فضاپیما افق‌های نو را به سمت این جرم سوق دهیم.

 

تحقیقات اخیر نشان داده است که ۲۰۱۴ MU69 شکلی کشیده دارد و حتی ممکن است با یکی دیگر از اجرام کمربند کویپر جفت شده باشد.

 

استرن می‌افزاید:

تحقیقات جدید واقعا چشمگیر هستند. شکل عجیب MU69 برای تیم تحقیقاتی ما انگیزه‌ای محسوب می‌شود تا مطالعات را ادامه دهیم. همچنین به نظر می‌رسد این جرم در صورت داشتن یک شریک و تشکیل منظومه‌ای دوتایی، یکی دیگر از اولین‌ها را در فهرست کشفیات افق‌های نو به ثبت برساند. مادامی که کاوشگر افق‌های نو به کندوکاو در این کمربند ادامه می‌دهد، تاریخ‌سازی‌های آن نیز ادامه خواهد داشت.

 

جان اسپنسر (John Spencer)، یکی از اعضای تیم علمی ماموریت افق‌های نو، می‌گوید:

از رصد‌ها و نما‌های نزدیکی که فضاپیما افق‌های نو از ثبت خواهد کرد، آموزه‌های بسیاری می‌توانیم بدست آورید، مواردی که به هیچ عنوان از سطح زمین امکان دسترسی به آنها را نخواهیم داشت. تصاویر دقیق و سایر داده‌هایی که “افق‌های نو” بواسطه پرواز‌های نزدیک از کنار اجرام کمربند کویپر بدست خواهد آورد، در درک ما از کمربند کویپر و اجرام آن انقلابی به پا خواهد کرد.

 

کمربند کویپر هنوز ناشناخته‌های زیادی در خود دارد، اما مطمئنا در سال‌های آتی، داده‌های ما از این منطقه در فضا بیشتر خواهد شد.

تاريخ شنبه دوم دی ۱۳۹۶سـاعت 2:39 نويسنده راضیه کمال پور

بررسی نظریه‌های رایج در مورد حیات فرازمینی

حیات فرازمینی,اخبار علمی,خبرهای علمی,نجوم و فضا

فکر کردن در مورد حیات فرازمینی همواره جالب و گاهی آمیخته با تخیل بوده است. در گزارشی با ۶ تئوری علمی محتمل در این مورد آشنا می‌شویم.

 

ما در زمان نسبتا کوتاهمان در سیاره‌ی زمین، کارهای زیادی انجام داده‌ایم. ما انسان را به ماه فرستاد‌یم؛ تلسکوپ‌های قوی ساختیم تا با آن‌ها دورترین نقاط کیهان را مشاهده کنیم؛ و حتی ربات‌هایی به مریخ فرستادیم. بعضی از سازمان‌ها حتی درصدد کشف حقیقت‌های بیشتری هستند. آژانس فضایی اروپا و ناسا، پژوهش‌هایی به نام جست‌وجوی هوش‌فرازمینی (SETI) را آغاز کرده‌اند تا بفهمند آیا ما در این گیتی پنهاور تنها هستیم یا خیر. در حال حاضر پروژه‌هایی درحال بررسی زندگی هوشمند در سایر ستاره‌ها هستند؛ ولی بعد از دهه‌ها بررسی، هنوز به نتیجه‌ی خاصی نرسیده‌اند.

 

پارادوکسی که باعث آغاز همه چیز شد

منظومه‌ی شمسی ما بسیار کهن است. البته دانشمندان هنوز سن واقعی آن را به‌طور دقیق نمی‌دانند. سرنخ‌هایی که از شهاب‌سنگ‌ها به‌ دست آمده است، عمری حدود ۵ میلیارد سال را نشان می‌دهد. با اینکه هنوز سفر بین‌ستاره‌ای رؤیایی دور از دسترس است؛ ولی فناوری جدید هرساله ما را به بررسی سیگنال‌های رسیده از سیارات و ستاره‌های دیگرنزدیک‌تر می‌کند. میزان شناسایی دنیا و سیستم‌های ستاره‌ای ناشناخته‌ در حال افزایش است و ما روزبه‌روز با چیزهای جدیدتر و ناشناخته‌تری آشنا می‌شویم؛ اما هیچ‌کدام از این روش‌ها و فناوری‌های جدید تا به حال نشانه‌ای از وجود هوش‌ فرازمینی به ما نداده است.

 

با توجه به اندازه و قدمت سیاره‌ی ما، به نظر می‌رسد که باید با آن‌ها تماس برقرار کنیم؛ که البته نمی‌توانیم.

 

حیات فرازمینی,اخبار علمی,خبرهای علمی,نجوم و فضا

در اوایل قرن بیستم، فیزیکدانی به نام انریکو فرمی این سؤال برایش پیش آمد که: چرا ما تاکنون نتوانسته‌ایم افراد فرازمینی را پیدا کنیم؟ (یا چرا آن‌ها نتوانسته‌اند ما را پیدا کنند؟) این سؤال او بعدا به پارادوکس فرمی یا سکوت بزرگمعروف شد. دانشمندان تا به حال پاسخ‌های زیادی به این سؤال داده‌اند که اکنون به چندتای آن‌ها می‌پردازیم:

 

 فیلتر عظیم

اگر فرض را بر این بگیریم که موجودات بیگانه حتما وجود دارند، می‌توانیم به تئوری فیلتر عظیم بپردازیم. طبق این تئوری، سدی وجود دارد که مانع ارتباط ما با بیگانگان می‌شود و از سفرهای بین‌ستاره‌ای جلوگیری می‌کند. این مانع و سد به‌ نام فیلتر عظیم شناخته می‌شود. فلیتر عظیم، نوعی نیرو است که از سفر یا ارتباط بین‌‌ ستاره‌ای جلوگیری می‌کند.

 

اگر این تئوری درست باشد، دو دلیل اصلی وجود دارد که نشان می‌دهد چرا ما نتوانسته‌ایم ارتباط برقرار کنیم: اول اینکه جوامع قبل از اینکه به پیشرفت کافی برای کشف کیهان و سفر بین‌ ستاره‌ای برسند، خودشان را نابود می‌کنند و این کار با توجه به فناوری ممکن نیست و دوم اینکه این کار اصلا کار جذابی نیست.

 

بر اساس گفته‌های کارشناسان، درصد احتمال وجود فیلتر از درصد احتمال وجود بیگانگان بیشتر است. این نکته توسط رابین هنسون، پژوهشگری از مرکز آینده‌ی انسان در دانشگاه آکسفورد، مورد بررسی قرار گرفت:

تاکنون هیچ تمدن بیگانه‌ای وارد منظومه شمسی ما و حتی منظومه‌های نزدیک به ما نشده است. بنابراین از میان میلیارد‌ها میلیارد ستاره که در دنیا وجود دارند، هیچکدام هنوز به سطح دانش ما نرسیده‌اند. این اطلاعات نشان می‌دهد که یک فیلتر عظیم بین موضوع مرگ که امری طبیعی‌ است و پیشرفت و افزایش عمر وجود دارد.

 

از آنجایی که ما نمی‌توانیم از وجود بیگانگان مطمئن شویم یا اینکه منظومه‌ی شمسی را برای این کار ترک کنیم، این سؤال مطرح می‌شود که چه چیزهایی مانع ما برای این‌ کار می‌شوند؟ هنسون در این مورد می‌نویسد:

هرچه تکامل ما برای رسیدن به مرحله کنونی آسان بود، احتمالا به‌همین میزان شانس‌های آینده ما کمرنگ‌تر می‌شود.

 

به عبارت دیگر، هرچه عمر کیهان به سمت جلو حرکت می‌کند، احتمالات هم بیشتر می‌شوند: ممکن است با یک تحول عظیم، تمام زندگی‌ها از بین بروند یا ممکن است فناوری آنقدر پیشرفت کند که دیگر محدودیتی وجود نداشته باشد.

 

مزاحم بیگانگان نشوید!

فرضیه دیگری نیز وجود دارد که می‌گوید بیگانگان وجود دارند، ولی غیرفعال‌اند. این فرضیه که به فرضیه تابستان‌خوابی(Aestivation) معروف است، توسط پژوهشگران مرکز آینده‌ی انسان در دانشگاه آکسفورد و رصدخانه‌ی نجوم بلگراد مطرح شده است. تابستان‌خوابی یعنی اینکه بیگانگان برای مدتی طولانی در حالت بدون فعالیت هستند؛ چیزی شبیه به خواب زمستانی خرس‌ها یا فرورفتن قورباغه‌ها در گل‌ولای موقع جریان آب داغ.

 

طبق این نظریه که در مجله‌ی انجمن بین‌المللی بریتانیا در سال ۲۰۱۷ منتشر شد، بیگانگان در خواب زمستانی به سر می‌برند تا شرایط زندگی برای آن‌ها فراهم شود. پژوهشگران معتقدند که قوانین ترمودینامیک مستقیما بر فناوری‌های محاسباتی تأثیر می‌گذارند و آن‌ها را محدود می‌کنند. برای اینکه این فناوری‌ها به‌خوبی کار کنند باید خنک شوند. خلق و ساخت فناوری‌های پیشرفته و خنک‌ نگه داشتن آن‌ها کار بسیار سختی است. بنابراین بیگانگان فعلا خاموش و بی‌فعالیت هستند تا زمانی که کیهان خنک شود.

 

اما استخراج اطلاعات در مورد تمدن‌های بیگانه آن هم به‌وسیله‌ی مدل‌های تقریبا ناکامل ما کاری پیچیده است. اگر بیگانگان راهی برای مسائل مربوط به ترمودینامیک پیدا کنند چه می‌شود؟ اگر عوامل مهم‌تر دیگری در این مسئله نقش داشته باشند، چه می‌شود؟ اگر حامیان این تئوری در مورد رابطه‌ی بین ترمودینامیک و فناوری اشتباه کرده باشند، نظریه‌ی خواب‌ تابستانی ناقص خواهد شد و شاید دلایل دیگری در مورد بیگانگان صدق کند.

 

 گلوگاه گایانی

طبق این تئوری، زندگی به شرایط محیطی خاصی نیاز دارد که در همه جا متفاوت است و شبیه به یکدیگر نیست. اخترزیست‌شناسان در دانشگاه ملی استرالیا توضیحی برای پارادوکس فرمی در سال ۲۰۱۶ ارائه دادند. این پژوهشگران نوشتند:

 

از نظر کیهان‌شناسی، انقراض پدیده‌ای است که برای اکثر زندگی‌هایی که در سیارات دیگر جریان دارند، یک فرض از پیش تعیین‌شده و اتفاقی حتمی است؛ زیرا سیاره‌ای که موجودات در آن زندگی می‌کنند باید برای زندگی آن‌ها مناسب باشد، ولی با تغییرات ناگهانی به‌وجود‌آمده به دلیل اثرات گازهای گلخانه‌ای، زندگی آن‌ها دست‌خوش تغییراتی می‌شود و به احتمال زیاد آن‌ها خیلی زود منقرض می‌شوند و دیگر نمی‌توانند پیشرفت کنند.  

 

حیات فرازمینی,اخبار علمی,خبرهای علمی,نجوم و فضا

برای اینکه زندگی بیگانگان برای مدت طولانی جریان داشته باشد، باید بتواند با شرایط گوناگون که دائما در حال تغییر هستند کنار بیاید. زندگی بیگانگان شبیه به سوار شدن روی یک گاو نر وحشی است که هر لحظه امکان دارد شما را پایین بیندازد. از نظر پژوهشگران، تنها سیاره‌ی زمین است که می‌تواند جایی مناسب برای حیات به‌ مدت طولانی باشد.

 

گیر افتاده در اقیانوس‌های عمیق

در سال ۲۰۱۵ بود که فضاپیمای نیوهورایزن ناسا بعد از یک دهه سفر، سرانجام به سیاره پلوتون رسید. وقتی این فضاپیما به پلوتون رسید و سطح پوشیده از یخ آن‌ها را به ما نشان داد، این سؤال مطرح شد که آیا اقیانوس‌هایی در زیر این یخ‌ها وجود دارند؟ این سؤالات سیاره پلوتون را به لیست سیاراتی اضافه کرد که فرض می‌شد در آن‌ها نیز اقیانوس‌هایی در زیر سنگ و یخ قرار دارند (مثل قمرهای زحل: قمر اروپا، قمر کالیستو، قمر انسلادوس و قمر گانیمید؛ و همچنین قمر تایتان از سیاره مشتری).

 

این فرضیه که اقیانوس‌هایی در سیارات دیگر وجود دارند، برای بعضی‌ها این سؤال را مطرح کرد که آیا زندگی در این اقیانوس‌ها جریان دارد یا خیر. آلن استرن، پژوهشگر اصلی نیوهورایزن، یکی از این افراد است. از آنجایی که این اقیانوس‌ها اکوسیستم پایدارتری نسبت به جریان‌های سطحی دارند، تغییراتی مثل جذرومد و پراکندگی در آن‌ها در مدت‌زمان طولانی‌تری اتفاق می‌افتد. همچنین یک پوسته‌ی بسیار زمخت و قوی از زندگی داخل اقیانوس‌ها در برابر تغییرات شدید اقلیمی و گازهای کشنده موجود در سطح، محافظت می‌کند. استرن به سایت Space.com چنین گفت:

 

اثرات ابرنواخترها، شراره‌های خورشیدی، اثرات مداری، مگنتوسفر و اتمسفر سمی، هیچ تأثیری روی این اقیانوس‌ها نمی‌گذارد.

 

هر نوع زندگی و حیاتی که در این اقیانوس‌های عمیق جریان داشته باشد باید از مانعی عبور کند تا بتواند به سایر حیات‌ها در سیارات دیگر دسترسی پیدا کند. این مانع در واقع همان پوسته‌ی ضخیم و محافظ اقیانوس‌ها است؛ این امر هم تقریبا غیر ممکن است. در نتیجه نباید منتظر نشانه‌هایی از طرف آن‌ها باشیم.

 

سیگنال‌های گمشده

تقریبا ۸۰ سال است که ما از تکنولوژی رادیویی برای یافتن سیگنال‌های زندگی بیگانگان استفاده می‌کنیم. مجموعه Allen Telescope Array که در ۴۷۰ کیلومتری شمال‌ شرقی سان‌فرانسیسکو قرار دارد، یکی از بزرگ‌ترین‌ها در نوع خود از سال ۲۰۰۷ است که با داشتن ۴۲ دیش، آماده‌ی دریافت هرنوع سیگنال رادیویی در آسمان است.

 

اما سؤال اینجا است که اگر بیگانگان از همین نوع فرکانس برای ارتباط برقرار کردن استفاده نکنند، چه می‌شود؟ ممکن است فرکانس‌هایی که آن‌ها برای ما می‌فرستند به‌راحتی از کنار ما عبور کنند؛ چراکه ما از روش صحیحی برای دریافت آن‌ها استفاده نمی‌کنیم.

 

حیات فرازمینی,اخبار علمی,خبرهای علمی,نجوم و فضا

به‌جای استفاده از دیش برای دریافت سیگنال‌های رادیویی، دانکان فورگان از دانشگاه سن‌اندروس اسکاتلند پیشنهاد داد یک شبکه‌ی ارتباطی کهکشانی ایجاد کنیم. همانطور که ما در رانندگی با نور بالا به همدیگر علامت می‌دهیم، باید از سایه‌ی زمین وقتی جلوی خورشید قرار می‌گیرد برای فرستادن پیام به سایر نقاط کیهان استفاده کنیم. فورگان پیشنهاد کرد که از لیرزهایی قوی برای فرستادن پیام‌های کدبندی شده استفاده کنیم و این پیام‌ها را هنگام عبور از جلوی خورشید بفرستیم. فورگان به نیو ساینتیست گفت:

 

اگر بخواهید با کسی در سیارات دیگر ارتباط برقرار کنید، موانع زیادی مثل گردوغبار، ستاره‌ها و چاله‌های فضایی سر راه شما قرار دارند. بنابراین شما می‌توانید از این شبکه استفاده کنید. همچنین تمدن‌های بیگانه می‌توانند از همین روش برای ارتباط برقرار کردن استفاده کنند تا پیام‌های بین کهکشانی ما و آن‌ها دیگر در فضا گم نشوند.

 

صبر ما کم است

ما تنها حدود یک قرن است که در تلاش برای یافتن بیگانگان هستیم و این زمان نسبت به عمر دنیا و کیهان زمان بسیار کوتاهی است. ایوان سولومونیدس، یک اخترفیزیکدان دانشگاه کرنل، معتقد است حدود ۱۵۰۰ سال دیگر ما در مورد بیگانگان چیزهایی خواهیم شنید.

 

سولومونیدس در مقاله‌ای برای جامعه‌ی اخترشناسی آمریکا، به بررسی احتمال یافتن زندگی در جای دیگر می‌پردازد:

طبق پیش‌بینی‌های ما، کمتر از یک درصد کهکشان تا به حال کشف شده است و برای اینکه نشانه‌ای دریافت کنیم، باید حدودا نصف ستاره‌ها و سیارات را کشف کرده باشیم.

 

او معتقد است که ما قبل از آگاهی یافتن از بیگانگان، حدود نصف کهکشان راه‌ شیری را کشف خواهیم کرد و از آنجایی که شناخت زیادی از کهکشان‌های همسایه خود نداریم، این روند به‌طول خواهد انجامید.

 

سولومونیدس در مورد مدب ۱۵۰۰ سال گفت:

اینکه ما می‌گوییم ۱۵۰۰ سال دیگر، بدین معنا نیست که لزومی در مورد حتمی بودن آن وجود داشته باشد. ما تنها معتقدیم که اگر چیزی وجود داشته باشد، احتمالا ما تا ۱۵۰۰ سال دیگر نشانه‌هایی از آن دریافت خواهیم کرد.

تاريخ شنبه دوم دی ۱۳۹۶سـاعت 2:25 نويسنده راضیه کمال پور

22 و 23 آذر ماه تور بارش شهابی داشتیم به مقصد روستای حفار

 

 ایلیا اصلا قصد نداشت یک شهاب هم از دست بده

 

 

 استقبال بینظیر خانواده ها و والدین از جلسات آموزشی استاد شریفی

و ورکشاپ زنده در ساعتهای مختلف بامداد از برنامه های مهم این تور بود .

 

ما در شب بارش جوزایی شاهد آذرخش های پرنور و رنگین بودیم

به دلیل شرایط همیشه ابری منطقه آذرخش های قویتر رو بیشتر میبینیم

 

دستهای پاکشان لایق بهترینهاس ،درتلاشیم

 

 

بله خوب روشن کردن آتیش هم مانع رصد میشه هم نورش توی تاریکی به چشم میزنه

برنامه آتیش و سیب زمینی و ستاره کبابی مربوط به بعد از ابری شدن هواس

 

 

پیشنهاد و انتقاد و نظر بفرمایید به گوش جان میشنویم.

 

 

 

 

تاريخ دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۶سـاعت 7:25 نويسنده راضیه کمال پور

تاريخ دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۶سـاعت 6:50 نويسنده راضیه کمال پور

همایش بزرگ و علمی با مدیریت انجمن ستاره شناسی خرمشهرو آبادان

با حضور اساتید کشوری و منطقه ای،        زمان 8 و 9 آذر ماه در اتاق بازرگانی

اهل خرد که باشی بزرگ و کوچک به احترامت می ایستند .

استاد برجسته کشوری جناب ماه منظر

مدیرمون جناب ابراهیمیان

آقای قاسمی مدیر موسسه ستاره شناسی تا بیکران تهران

تصویر ثبت شده توسط خودم  جناب شریفی مدیر موسسه ستاره شناسی خرمشهر

که ما زیر نظر ایشون فعالیت داریم .استاد اساتید ما

استاد نیل فرو شان بزرگ و اندیشمند

 

علاقمندان و اعضا انجمن ستاره شناسی آبادان و خرمشهر

آنجا که آسمان شگفت انگیز ، علم نجوم و دریا را گره میزند لاجرم مردان سپیدپوش 

دوشادوش آسمان نوردان صحنه ای دل انگیز را رقم میزنند ،ناخدا یکم حمودی عزیز

نوشته تاثیر برانگیزهمسر

آ

نوشته بسیار دل انگیز وتاثیر گذار از همسر جناب دکتر سراج،

تاريخ دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۶سـاعت 6:43 نويسنده راضیه کمال پور

یک پروژه‌ی تحقیقاتی جدید که به‌تازگی در Physical Review Letters منتشر شده است، توضیح می‌دهد که دانشمندان چگونه می‌توانند از بررسی امواج گرانشی، منشأ سیاهچاله‌ها‌ی اولیه را کشف کنند. سیاهچاله‌ها هم‌زمان با انفجار بزرگ ایجاد شده‌اند و بعضی از دانشمندان معتقدند که معلوم شدن منشأ آن‌ها می‌تواند توضیحی برای ماده‌ی تاریک نیز داشته باشد. طبق گفته‌ی ساواس کوشیاپس، استاد‌یار فیزیک دانشگاه برون:

به‌خوبی می‌دانیم که از در خود فرو‌ریختن یا به‌اصطلاح از رمبیدن یک ستاره‌ی پرجرم، سیاهچاله به وجود می‌آید؛ همینطور به تازگی ادغام شدن دو ستاره‌ی نوترونی را دیده‌ایم. اما این فرضیه وجود دارد که شاید در لحظات اولیه‌ی شکل‌گیری عالم، حتی قبل از تشکیل ستارگان، سیاهچاله‌ها‌یی به‌وجود آمده‌اند. این همان چیزی است که با بررسی امواج گرانشی قصد داریم به آن اشاره کنیم.

تفکر اصلی این است که در لحظات اولیه‌ی پس از انفجار بزرگ، نوسانات کوانتوم مکانیکی باعث پراکندگی ماده شده‌اند و این همان چیزی است که امروزه به‌عنوان جهان در حال انبساط مشاهده می‌کنیم. در این خصوص پیشنهاد می‌شود که ممکن است نوسانات چگالی در نقطه‌ای از عالم آن‌قدر افزایش پیدا کرده که منجر به تشکیل سیاهچاله شده باشد. نظریه‌ی وجود این سیاهچاله‌ها‌ی اولیه، نخستین بار توسط استیون هاوکینگ و همکارانش در ۱۹۷۰ مطرح شد؛ اما تا به حال آشکار‌سازی نشده و هنوز وجود آن‌ها تأیید نشده است.

نوسانات کوانتومی

نوسانات کوانتومی

آشکار‌سازی امواج گرانشی که توسط تیم آزمایشگاه آشکار‌سازی امواج گرانشی به وسیله‌ی تداخل‌سنجی لیزری (LIGO) انجام شده است، می‌تواند این مشکل را حل کند و نوری برای این تاریکی باشد. چنین آزمایش‌ها‌یی، آشفتگی‌ها‌یی در ساختار فضا‌زمان آشکار‌ می‌کنند که به‌وسیله‌ی حوادث بزرگ نجومی مانند برخورد دو سیاهچاله‌ی عظیم شکل گرفته‌اند. لیگو تا به حال امواج حاصل از چند برخورد سیاهچاله‌ای را آشکار‌ کرده است و در آزمایش‌ها‌ی آینده امواج حاصل از برخورد‌ها‌ی سیاهچاله‌ای در زمان‌ها‌ی بسیار دور را نیز آشکار‌ خواهد کرد. به‌گفته‌ی کوشیاپس:

ایده‌ی بسیار ساده‌ای است. با آشکار‌سازی بیشتر از امواج گرانشی در آینده، خواهیم توانست به گذشته‌ها‌ی دور یعنی زمان قبل از شکل‌گیری اولین ستاره‌ها نگاه کنیم و اگر بتوانیم برخورد دو سیاهچاله‌ی قبل از شکل‌گیری اولین ستاره‌ها را آشکار‌ کنیم، متوجه می‌شویم که منشأ ایجاد این سیاهچاله‌ها ستاره‌ها نیستند.

کیهان‌شناسان با استفاده از تکنیک انتقال به سرخ می‌توانند زمان تقریبی یک رویداد را تخمین بزنند. انتقال به سرخ، میزان زیاد شدن طول موج یک موج خاص تحت تأثیر انبساط عالم را نشان می‌دهد. هر‌چه یک پدیده در زمان دور‌تری اتفاق افتاده باشد، امواج حاصل از آن دچار انتقال به سرخ بیش‌تری می‌شوند. با استفاده از این تکنیک، کوشیاپس و لیوب (Leob)، میزان انتقال به سرخ امواج گرانشی حاصل از قدیمی‌ترین سیاهچاله‌ها با منشأ ستاره‌ای را محاسبه کرده‌اند.

آن‌ها نشان داده‌اند که پدیده‌ها‌ی برخورد و ادغام با انتقال به سرخ ۴۰ که مربوط به ۶۵ میلیون سال پس از انفجار بزرگ می‌شوند، نباید بیش‌تر از یک بار در سال اتفاق بیفتند؛ البته این محاسبه با در نظر گرفتن منشأ ستاره‌ای برای سیاهچاله‌ها انجام شده است. طبق این محاسبات، پدیده‌ها‌یی با انتقال به سرخ بیش‌تر از ۴۰ نباید دیده شوند.

انتقال به سرخ

انتقال به سرخ و انتقال به آبی

انتقال به سرخ ۴۰ می‌تواند توسط آشکار‌ساز‌ها دیده شود. ولی اگر انتقال به سرخ بیش‌تر از این میزان دیده شود، دو معنی می‌تواند داشته باشد: یکی اینکه سیاهچاله‌ها‌ی اولیه وجود دارند یا این‌که رشد و تکامل عالم ما بسیار با مدل استاندارد کیهان‌شناسی متفاوت است. به هر صورت به‌عقیده‌ی محققان، این می‌تواند یک دستاورد بسیار بزرگ و مهم باشد.

برای مثال، سیاهچاله‌ها‌ی اولیه در گروهی به نام MACHO دسته‌بندی می‌شوند. بعضی از دانشمندان عقیده دارند که ماده‌ی تاریک، ماده‌ی غیر قابل مشاهده‌ای که بیش‌تر جرم عالم ما را تشکیل می‌دهد، به‌وسیله‌ی این سیاهچاله‌ها‌ی اولیه تشکیل شده است. آشکار‌سازی یکی از این سیاهچاله‌ها می‌تواند این موضوع را روشن کند. درحالی‌که عدم آشکار‌سازی، همچنان این موضوع را با شک و تردید همراه می‌سازد.

تنها احتمال دیگری که برای وجود انتقال به سرخی بیش‌تر از ۴۰ می‌توانیم داشته باشیم این است که عالم ما به شکل گاوسی رفتار نمی‌کند. طبق مدل استاندارد کیهان‌شناسی، نوسانات ماده‌ در جهان اولیه به وسیله‌ی تابع احتمال گاوسی توصیف می‌شود. آشکا‌رسازی یکی از برخورد‌ها‌ی مورد نظر می‌تواند نشان بدهد که پراکندگی نوسانات ماده از تابع گاوسی انحراف دارد. به‌گفته‌ی لیوب:

نشانه‌ها‌یی از انحراف از تابع گاوسی، نشان‌گر این است که باید به‌دنبال فیزیک جدیدی برای توصیف نوسانات ماده باشیم که مسئله‌ی بسیار دشواری خواهد بود.

هنوز آشکار‌سازی انتقال به سرخ بیش‌تر از ۴۰ برای هیچ برخورد سیاهچاله‌ای آشکار‌سازی نشده است. اگر هم چنین انتقالی آشکار‌سازی شود، باید بررسی شود که آیا نشان‌گر سیاهچاله‌ها‌ی اولیه است یا خیر. عدم آشکار‌سازی چنین برخورد‌ها‌یی، تمامی این ایده‌ها و تفکرات را به چالش می‌کشد.

                                                                                                منبع:سایت سرپوش علمی                                                                                                   ۱۷ آذر ۱۳۹۶

تاريخ دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۶سـاعت 4:48 نويسنده راضیه کمال پور

محققان دانشگاه دانمارک جنوبی، شبیه‌سازی‌ها‌یی در مورد ذرات ماده‌ی تاریکی که به زمین برخورد می‌کنند، انجام داده‌اند. فیزیک‌دانان معتقد هستند که ذرات ماده‌ی تاریک شتاب‌دار، به تعداد بی‌شماری با زمین برخورد می‌کنند. با اینکه تا کنون هیچ‌کس این ذرات مرموز را مشاهده نکرده است، دیگر در رابطه با وجود داشتن یا نداشتن آن‌ها برای فیزیک‌دانان، سوالی وجود ندارد. محققان برای آشکار‌سازی ذرات ماده‌ی تاریک برخورد کننده به زمین، در سراسر جهان، آشکار‌ساز‌ها‌یی نصب کرده‌اند.

ذرات ماده‌ی تاریک می‌توانند از تمامی ذرات ماده عبور کنند؛ یعنی اینکه که آن‌ها می‌توانند بدون از دست دادن انرژی از زمین عبور کنند. از سوی دیگر، برخورد آن‌ها با ذرات معمولی ممکن است کم‌کم سرعت آن‌ها را کاهش دهد و باعث توقف آنها و در نتیجه از دست رفتن انرژی آنها شود.

تیمون امکن، دانشجو‌ی مقطع دکترای تخصصی در مرکز پدیده‌شناسی کیهان‌شناسی و ذرات بنیادی دانشگاه دانمارک جنوبی، گفت:

ما چیز زیادی در‌باره‌ی این ذرات نمی‌دانیم و فقط حدسیات خود را به‌کار می‌بریم که این مسلما کار ما را برای جست‌و‌جو‌ی آن‌ها راحت‌تر نمی‌کند.

امکن برای به‌دست آوردن اطلاعات بیش‌تر در مورد ذرات ماده‌ی تاریک برخورد‌کننده با ماده‌ی معمولی، یک ابر‌رایانه درخواست کرده است و نتیجه‌ی این درخواست، برنامه‌ی شبیه‌سازی برخورد ذرات ماده‌ی تاریک با زمین بوده است.

امکن در ادامه توضیح داد:

اکنون من می‌توانم از رایانه بخواهم که به من نشان بدهد دقیقا چه اتفاقی در زمان برخورد ذرات ماده‌ی تاریک با زمین رخ می‌دهد. برای مثال، می‌توانم جهت حرکت ذرات ماده‌ی تاریک را قبل از برخورد به سطح زمین و بعد از برخورد با آن، روی صفحه‌ی نمایش ببینم.

نام این شبیه‌سازی، DaMaSCUS است و به فیزیک‌دان‌ها شانس سنجیدن بسیاری از نظریات را می‌دهد. این برنامه‌ی شبیه‌سازی به صورت رایگان در دسترس است و پروژه‌ی انجام شده به وسیله‌ی این نرم‌افزار، در مجله‌ی JCAP منتشر شده است.

در مدل استاندارد، ذرات ماده‌ی تاریک از زمین رد می‌شوند و با احتمال بسیار کمی با ذرات تشکیل دهنده‌ی سیاره برخورد می‌کنند. با این حال، آشکار‌ساز‌ها‌ی زیر زمین با هدف آشکار‌سازی همین اتفاق نادر برخورد یک ذره‌ی ماده‌ی تاریک با ذره‌ی ماده‌ی معمولی طراحی شده‌اند.

کریس کوواریس، استاد‌یار دانشگاه دانمارک، گفت: 

اگر ذرات ماده‌ی تاریک از مدل استاندارد پیروی نکنند چه؟ اگر در واقع این ذرات با قدرت کافی با ذرات ماده‌ی معمولی برهم‌کنش کنند، هنگام عبور از سطح زمین و گذر به اعماق آن، انرژی زیادی از دست بدهند، به‌طوری که دیگر غیر قابل آشکار‌سازی شوند چه می‌شود؟ در این صورت، دیگر با تکنیک‌ها‌ی استاندارد نمی‌توانیم آن‌ها را مشاهده کنیم.

یکی از تحقیقات اخیر آن‌ها در مورد احتمال پراکنده شدن ذرات ماده‌ی تاریک هنگام عبور از زمین است. کوواریس و امکن از DaMaSCUS برای نشان دادن چگونگی این رویداد استفاده کرده‌اند. این برنامه، میلیارد‌ها ذره‌ی ماده‌ی تاریک را شبیه‌سازی می‌کند که از زمین رد شده و در برخورد با اتم‌ها‌ی زیر سطح زمین پراکنده می‌شوند و پس از آن به صورت زیگزاگ حرکت می‌کنند.

اگر واقعیت همین باشد، پراکنده شدن ذرات ماده‌ی تاریک توسط اتم‌ها‌ی زیر سطح زمین باعث می‌شود که این ذرات به حد کافی انرژی از دست بدهند و با آشکار‌ساز‌ها‌ی زیر زمین قابل مشاهده شوند.

طرح کووریس برای ادامه‌ی این کار، به دست آوردن روش‌ها‌ی جدیدی برای یافتن این ذرات گریز‌پا است. امروزه، تعدادی آشکار‌ساز در سراسر جهان، در عمق دو کیلومتری سطح زمین نصب شده‌اند. اگر ذرات ماده‌ی تاریک همانند نوتروینو‌ها، با ذرات ماده‌ی معمولی به صورت ضعیف بر‌هم‌کنش کنند، فقط این دو  نوع ذره هستند که می‌توانند کیلومتر‌ها بدون وقفه در پوسته‌ی زمین حرکت کند. به این ترتیب، آشکار‌ساز‌ها‌ی درون زمین، از ذرات دیگری که توسط تابش‌ها‌ی کیهانی به سوی زمین می‌آیند، دور هستند. با این حال، طبق گفته‌ها‌ی کووریس:

اگر ماده‌ی تاریک جرم کمی داشته باشد و در عین حال با ذرات ماده‌ی معمولی نیز به شدت بر‌هم‌کنش کند، به حدی انرژی از دست می‌دهد که آشکار‌ساز‌ها نمی‌توانند آن را ببینند. در این موقعیت، شاید بهتر باشد که آشکار‌ساز‌ها‌یی روی سطح زمین برای دیدن آن‌ها قرار بدهیم.

پیشنهاد کووریس برای حذف سیگنال‌ها‌ی زمینه، به‌جای متمایز کردن ماده‌ی تاریک از نویز زمینه، محققان به دنبال سیگنالی بگردند که روزانه با آهنگ خاصی تغییر می‌کند. این سیگنال باید در آشکار‌ساز‌ها‌ی عمق زمین و آشکار‌ساز‌ها‌ی سطح زمین بررسی شود.

به‌دلیل حرکت زمین نسبت به مرکز کهکشان، ماده‌ی تاریک از یک جهت خاص و با یک دوره‌ی زمانی مشخص با زمین برخورد می‌کند. با این حال، به دلیل چرخش زمین حول محور خود، ذرات ماده‌ی تاریک حاصل از باد‌ها‌ی ماده‌ی تاریک، در طول ۲۴ ساعت شبانه روز با تغییرات سرعت مشخصی با زمین برخورد می‌کنند.

هرچه ذرات ماده‌ی تاریک مسافت بیش‌تری را در عمق زمین بپیمایند، احتمال پراکندگی آن‌ها از ذرات معمولی بیش‌تر است. این موضوع تعیین کننده‌ی تغییرات روزانه‌ی سیگنال‌ها است. یکی از مکان‌ها‌ی مناسب برای اندازه‌گیری این تاثیرات، در حدود عرض جغرافیایی ۴۰ در نیم‌کره‌ی جنوبی زمین در کشور‌ها‌یی مثل آرژانتین، شیلی و نیوزلند است.

کووریس و امکن با استفاده از شبیه‌ساز DaMaSCUS، توانستند دامنه و فاز این سیگنال روزانه را اندازه‌گیری کنند که این اندازه‌گیری می‌تواند ما را به سمت کشف ماده‌ی تاریک پیش ببرد. در حال حاضر کووریس با آزمایش ماده‌ی تاریک DAMIC هم‌کاری دارد که می‌تواند نظریه‌ها‌ی کووریس را آزمایش کند. در آزمایش جدید DAMIC، آشکار‌سازی با جرم یک کیلوگرم از جنس سیلیکون استفاده می‌شود.

تصور می‌شود که ۲۷ درصد جهان از ماده‌ی تاریک تشکیل شده است. دانشمندان عقیده دارند که این ماده کهکشان‌ها را در کنار هم نگه داشته است. با این حال، هیچ‌کس نمی‌داند ماده‌ی تاریک دقیقا چیست.

تاريخ دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۶سـاعت 4:34 نويسنده راضیه کمال پور

سازمان فضایی آمریکا(ناسا) امروز سیاست جدیدی را از سوی رئیس جمهور این کشور دریافت کرد و این سیاست بازگشت آمریکا به کره ماه است.

 

سرپوش علمی - به گزارش ایسنا به نقل از گیزمگ، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا به ناسا دستور داد بر ماموریت فضایی سفر به کره ماه تمرکز کنند تا فضانوردان ایالات متحده آمریکا بار دیگر به ماه بروند.

 

امروز در مراسمی در کاخ سفید، رئیس جمهور "رهنمود سیاست فضایی کاخ سفید ۱" را به امضا رساند که ناسا را به سمت همکاری با شرکای تجاری و بین‌المللی برای ارسال فضانوردان آمریکایی به ایستگاه فضایی به عنوان اولین گام و سپس رفتن به مریخ و فراتر از آن سوق می‌دهد.

 

امضای این دستورالعمل تغییر دیگری در سیاست فضایی آمریکا است که به دنبال به دست آوردن دوباره موفقیت برنامه متمرکز آپولو در دهه ۱۹۶۰ است.

 

در دهه‌های اخیر، تلاش‌های پروازی فضایی ناسا با مجموعه‌ای از شروع‌های نادرست، اهمال و تغییرات ناگهانی با تغییر هر دولت مواجه شده است. این دستورالعمل علاوه بر تعیین اهداف جدید، درخواست ردیف بودجه سال ۲۰۱۹ ناسا را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد.

 

ترامپ در ماه ژوئیه شورای ملی فضایی را توسط انتصاب "مایکل پنس"، معاون رئیس جمهور، برای مشاوره و اجرای سیاست‌های ابلاغی رئیس جمهور در زمینه مطالعات زمین و اکتشافات اعماق فضا احیا کرد.

 

این شورا در سال ۱۹۹۳ پس از بحث و مجادلات طولانی در دولت جورج دبلیو بوش منحل شده بود.

 

با توجه به این دستورالعمل جدید، مدیر ناسا یک برنامه نوآورانه و پایدار اکتشاف را با همکاری شرکای تجاری و بین‌المللی برای توسعه انسانی در منظومه شمسی و بازگرداندن دانش و فرصت‌های جدید به زمین هدایت خواهد کرد.

 

این مراسم با حضور نمایندگان کنگره و شورای ملی فضایی برگزار شد. "باز آلدرین"، دومین مردی که قدم به ماه گذاشت، سناتور "هریسون اشمیت"، آخرین فضانوردی که طی ماموریت آپولو ۱۷ ماه را ترک کرد، "پگی ویتسون" که رکورددار حضور در فضا است و "کریستینا کخ"، عضو گروه فضانوردان ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۱۳ از مهمانان این مراسم بودند.

 

ترامپ گفت: رهنمودی که من امروز امضا می‌کنم، برنامه فضایی آمریکا را روی اکتشاف و کاوش انسانی متمرکز خواهد کرد. این نخستین گام در بازگشت فضانوردان آمریکایی به ماه از سال ۱۹۷۲، برای کشف و استفاده طولانی مدت است.

 

ترامپ در پی تشکیک‌هایی که نسبت به برنامه فضایی آپولو و حضور آمریکا در کره ماه صورت گرفته است، تاکید کرد: این بار ما نه تنها پرچم کشورمان را در ماه به اهتزاز درمی‌آوریم و رد پایمان را به جا می‌گذاریم، بلکه یک پایگاه هم برای ماموریت نهایی به مریخ و شاید روزی به بسیاری از جهان‌های بالاتر احداث خواهیم کرد.

 

                                                                                                          ۲۱ آذر ۱۳۹۶

 
تاريخ دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۶سـاعت 3:23 نويسنده راضیه کمال پور

این گزارش برای ماهنامه نجوم و به بهانه پایان دوران کاسینی نوشته شده و در شماره ۲۶۳ مجله منتشر شده است و اکنون با اجازه سردبیر آن را برای دوستانی که دسترسی به مجله نداشتند بازنشر می کنم. این یادداشت همچنین دربردارنده دیدگاه های فیروز نادری، کارولیون پورکو و پرستون دایچس است که لطف کردند و در میانه کارهیا خود وقتی را برای گفتگو با من اختصاص دادند.

Untitled

 

ما انسان‌های خوش‌شانسی هستیم. حداقل ما که به دنیای علم و کاوش‌های تازه و فناوری‌های جدید و دنیایی فراتر از مرزهای سیاسی و اجتماعی و زندگی روزمره علاقه داریم، مردمان خوش‌اقبالی هستیم.

ما در دورانی زندگی می‌کنیم که برخی از کم‌نظیرترین رویدادهای طبیعی و نجومی را به چشم خود دیده‌ایم. در دوران ما بود که تعدادی از مهم‌ترین کسوف‌ها رخ داد، دنباله‌دارهای باشکوه به ملاقات زمین آمدند. ما شاهدان دو گذر زهر بوده‌ایم، ما توفان‌های شهابی را به چشم دیده‌ایم.

 ما شاهدان زنده انفجار ابرنواختر مانند فناوری اطلاعات هستیم. ما از دوران تلفن‌های باستانی به دوران ابزارهای هوشمند رسیده‌ایم که با آن‌ها سخن می‌گوییم. در دوران ما است که کاروانی از ربات‌های کاوشگر عازم سیاره سرخ شده‌اند. در دوران ما است که مرزهای جغرافیایی به مدد فناوری اطلاعت و فناوری فضایی از میان برداشته می‌شود و ما شاهد زنده همه رویدادهایی هستیم که در هر گوشه عالم رخ می‌دهد.

در این دوران است که ما شاهد پرواز و فرود شاتل‌های فضایی بودیم به چشم خود ساخت نخستین کاخ‌های آسمانی در مدار زمین را دیده‌ایم. ما شاهد آغاز رقابت تازه فضایی میان بخش خصوصی بودایم. در دوران ما است که قانون مور در فناوری خود را به رخ می‌کشد، ماشینی ساخته‌ایم که می‌تواند اسرار آغاز عالم را برای ما آشکار سازد. در عصر ما است که ربات‌ها به زندگی روزمره ما وارد می‌شوند، خانه‌های ما بدون آنکه متوجه شویم هوشمند شده‌اند، دانسته‌های ژنتیکی، درک ما از جهان زیست را تغییر می‌دهد، علوم شناختی راه‌های تازه‌ای به درک ما از مغز و عملکرد آن می‌گشاید. پرینترهای سه‌بعدی نه‌تنها ابزارهای موردنیاز روزمره را چاپ می‌کنند که به ساخت اندام‌های بدن می‌پردازند و ماجراجویی عظیم و بزرگی در همه مرزهای دانش در جریان است.

در دوران ما است که دنیای تازه‌ای به نام دنیای مجازی خلق‌شده و ما فرصت زیستن چندباره در دنیاهای گوناگون را به است آوردیم. در دوران ما است که سیار ه های فراخورشیدی کشف‌شده‌اند و در این دوران است که برای نخستین بار نگاهی به چهره پلوتو و فراسوی آن انداخته‌ایم.

 و البته که ما در عصر چالش‌های بزرگ زندگی می‌کنیم. ما شاهدان دست‌اول دنیایی بودیم که اثرات و زخم‌های گرمایش زمین را به خود دیده است ما شاهد شکسته شدن مرزهای حریم خصوصی و ظهور تخلفات تازه و بی‌خردی‌های بزرگ و جنگ‌های بی‌حاصل و بی‌فکری‌های غریبی در این جهان بوده‌ایم؛ اما با این تفاوت که این بار ابزار کافی برای درک آن‌ها و فهم مسیر درست و غلط حتی اگر همیشه به آن عمل‌نکرده باشیم را در اختیار داشته‌ایم.

. حتی فهرست کردن بخشی ازآنچه شاهد آن بوده‌ایم توماری بلند می‌طلبد و این تازه آغاز راه است. ما در دورانی پرهیاهو و در عصر شگفت‌زده شدن و هیجان کشف جهان زندگی می‌کنیم. دیدنی‌ها و آموختنی‌ها در دوران ما کم نیست. اگر فکر می‌کنید خبری در اطراف شما نیست شاید آن‌قدر به زندگی روزمره خود مشغول شده ایدکه فرصت دیدن اطراف را به دست نمی‌آورید. دمی بیاسایید. نفسی تازه کنید و به آسمان و فراسوی دیوارهای خانه بنگرید. هزار و یک دلیل برای شگفت‌زده شدن وجود دارد.

ما در عصری زیسته‌ایم که سفیر ما از میان حلقه‌های زحل شیرجه می‌زند، از مدار ارباب حلقه‌های منظومه شمسی عکسی دسته‌جمعی از زمین می‌گیریم و درجایی چون انسلادوس به دنبال بذر حیات می‌گردیم. ما در کنار بسیاری چیزهای دیگر شاهدان دست‌اول دوران پرشکوه کاسینی بودیم. مأموریتی که نه‌تنها خود، جهان ما را وسیعت بخشید که دو دهه‌ای که به فعالیت مشغول بود پرشتاب‌ترین دوران رشد علم و فناوری بوده است.

 

***

 

آشنایی ما با سیاره زحل سابقه‌ای طولانی دارد. زحل یا کیوان یکی از سیاره‌هایی است که با چشم غیرمسلح در آسمان دیده می‌شوند و به همین دلیل هم مردم از دوران باستان آن را می‌شناختند. زحل یکی از سرگردان‌های معروف آسمان بود و جایگاهی مهم در اساطیر آسمان در میان تمدن‌های مختلف به دست آورد.

در اسطوره‌های یونان و روم این سیاره را نمادی از ساترن یا کرونوس می‌دانستند پدر زئوس و خدای زمان. هندی‌ها آن را سانی می‌خواندند، فرزند خورشید و سایه و در ایران باستان که کیوان نامیده می‌شد، در برخی از اسطوره‌ها، در جایگاه پادشاهی سیاره‌ها می‌نشست. زحل یا کیوان که گاه از او به سیاره طوق برگردن نام‌برده شده است رهبری ارتش سیاره‌ها را درنبرد خیر و شر علیه ستاره‌ها بر عهده داشت و رقیب او ستاره قطبی آن زمان بود که به نام میخگاه خطابش می‌کردند.

اما زمان طولانی لازم بود که زحل را دقیق‌تر بشناسیم و شگفتی‌های عظیم آن را از نزدیک درک کنیم. اولین بار در سال ۱۶۱۰ میلادی بود که گالیلئو گالیله، نخستین گزارش مکتوب از رصد زحل با تلسکوپ را ثبت کرد. او که با ابزاری ابتدایی به زحل می‌نگریست در ابتدا دو زائده کوچک در اطراف این سیاره مشاهده کرد. چیزی که به گمان او دو قمر کوچک در کناره‌های سیاره اصلی بودند. وقتی مدتی بعد به تماشای زحل نشست خبری از آن زائده­ها نبود – امروز می‌دانیم که بدشانسی گالیله بود که در آن دوره حلقه‌های زحل هم‌راستای خط دید ما از روی زمین قرارگرفته بودند و زمان مناسبی برای رؤیت حلقه‌های زحل نبود. شش سال بعد، گالیله بار دیگر به زحل نگریست و این بار توانست بار دیگر این گوشواره‌های اطراف سیاره را مشاهده کند. او که از این رفتار غریب زحل شگفت‌زده شده بود آن‌ها را عارضه‌هایی دانست که از اطراف سیاره بیرون زده‌اند.

باید اندکی زمان می‌گذشت و کیفیت ابزارهای رصدی ما اندکی بهتر می‌شد تا می‌توانستیم شگفتی خیره‌کننده این سیاره را بهتر ببینیم. سال ۱۹۵۹ بود که این بار کریستین هویگنس با ابزاری بهتر ازآنچه در اختیار گالیله بود به زحل نگریست و متوجه شد آنچه گالیله آن را زائده‌های بازو مانندی در اطراف سیاره نامیده بود درواقع ساختاری حلقه مانند است که دورتادور زحل را فراگرفته است. او همچنین قمر تایتان را نیز کشف کرد. اگرچه بعید است که او حتی در دورترین رویاهای خود نیز تصور می‌کرد آن نقطه کوچکی که در اطراف زحل کشف کرده است، تنها قمر دارای جو در منظومه شمسی بوده باشد و از جایگاهی چنین ممتاز در بین اقمار خاندان خورشیدی برخوردار باشد. دنیای خیره‌کننده و عجیب که بر روی آن دریاچه‌هایی هیدروکربنی حضور دارند و چرخه‌ای از گردش متان مایع در آن برقرار است و سطح آن شاهد بارش نرم و آرام باران‌های متان است.

چند سال بعد از هویگنس و در سال ۱۶۷۵ بود که ستاره‌شناس ایتالیایی – فرانسوی به نام ژان دومنیک کاسینی با ابزاری بهتر و دقیق‌تر به زحل نگریست او علاوه بر مشاهده دوباره حلقه‌های زحل متوجه شد این حلقه‌های ساختار یکپارچه‌ای ندارند و در میانه آن‌ها شکافی عظیم وجود دارد. این شکاف را به یاد او شکاف کاسینی نام نهادند و البته که باید زمانی بیشتر می‌گذشت تا معلوم شود آن فضای باز تنها شکاف حلقه‌های زحل نیست و باید دانش و فناوری ما راه طولانی را طی می‌کرد تا بررسی‌ها و تصاویر و داده‌های دقیق‌تر ایده‌هایی دقیق از ماهیت حلقه‌ها و چرایی وجود این شکاف‌ها مطرح کنند.

کاسینی علاوه بر شکاف معروف درون حلقه‌ها چندین قمر دیگر را نیز در اطراف این سیاره کشف کرد یاپتئوس، رئه­آ، تتیس و دایون از کشفیات او هستند.

از آن زمان به بعد همانند دوران پیش از آن، بارها و بارها ستاره شناسان به این جرم خیره‌کننده آسمان چشم دوختند. امروز می‌دانیم حلقه‌های در اطراف سیاره‌ها امری استثنایی نیست و همه سیاره‌های بزرگ بیرونی منظومه شمسی در اطراف خود حلقه‌هایی دارند و حتی سیاره‌های سنگی نیز ممکن است زمانی درگذشته یا آینده میزبان حلقه‌هایی بوده یا بشوند؛ اما در آن زمان و تاکنون تنها سیاره حلقه به دوشی که می‌توان با ابزاری نسبتا ساده آن را نگریست زحل است. باوجود علاقه‌ای که به رصد زحل وجود داشت اما کشف مهم بعد چند قرن بعد و در قرن ۱۹ میلادی بود که رخ داد. زمانی که ستاره‌شناسی به نام جی. ای. کیلر (J.E.Keeler) با کمک تلسکوپ ۳۶ اینچی رصدخانه لیک (Lick) به برررسی حلقه‌های زحل پرداخت. او درواقع نخستین کسی بود که شکاف معروف به شکاف اِنکه را در میان حلقه‌ای که به حلقه A معروف است کشف کرد اما اهمیت کار او به دیدن این حلقه خلاصه نمی‌شود.

درباره ماهیت حلقه‌های زحل بحث‌های فراوانی مطرح بود. برخی گمان می‌کردند حلقه‌ها، صفحات و قرص‌های صلب و یکپارچه‌ای هستند که مانند صفحه‌ای اطراف سیاره را چون گردن بندی در برگرفته‌اند؛ اما گروهی دیگر با دیدگاه جیمز ماکسول همراهی داشتند که معتقد بود، حلقه‌ها اجرامی یکپارچه نیستند و از کنار هم قرار گرفتند تعداد فراوانی از ذرات کوچک شکل‌گرفته‌اند. کیلر اولین کسی بود که با طیف‌نگاری از حلقه‌ها متوجه شد بخش‌های مختلف حلقه‌ها انتقال‌به‌سرخ و آبی متفاوتی را در طیف نشان می‌دهند. دلیل این تفاوت این است که آن‌ها با سرعت‌های مختلفی – متناسب بافاصله‌ای که از سیاره دارند – در حال ردش به دور زحل هستند. بدین ترتیب نخستین شاهد تجربی مبنی بر تایید دیدگاه ماکسول و شکل گرفتن حلقه‌ها از ذرات متعدد به دست آمد.

از آن زمان به بعد دانش ما درباره زحل نیز مانند بقیه اجرام سماوی با رشد و توسعه ابزارهای رصدی افزایش یافته است؛ اما گام بزرگ بعدی در کاوش زحل در عصر فضا برداشته شد. تا پیش از عصر فضا دیدگاه و درک و دانسته‌های ما از دنیای اطراف خودمان و حتی همسایه‌های نزدیک به زمین بسیار ناچیز بود. اگرچه رویای پرواز و سفر به فضا برای انسان رویایی قدیمی به شمار می‌رفت که ریشه‌هایش را می‌توان تا دوران اسطوره‌های کهن و در دل تاریخ تعقیب کرد؛ اما عملی شدن رویای پاره کردن زنجیر جاذبه زمین، از دل شرایط سیاسی و اجتماعی پایان جنگ جهانی بود که جوانه زد. زمانی که رقابت برای فتح فضا آغاز شد دانشمندان سرانجام توانستند خود را مجهز به فناوری ببینند که به آن‌ها اجازه می‌داد تا از نزدیک به بررسی و کاوش دنیاهای دیگر خانواده خورشیدی و حتی فراسوی آن بپردازند. کاروان‌هایی از کاوشگرهای فضایی به گوشه و کنار منظومه شمسی اعزام شدند از ماه، این قمر و همسایه دیواربه‌دیوار آسمانی گرفته تا دور و نزدیک منظومه شمسی میزبان سفیران رباتیک انسان شدند. این مأموریت‌های به انسان نشان دادند که چقدر تا آن زمان از دنیای سیاره‌ها و اقمار و منظومه شمسی کم می‌دانسته است. آنچه در چند سال اول کاوش‌های فضایی درباره عالم اطراف خود آموختیم از همه آنچه در طول هزاران سال قبل آن یاد گرفته بودیم بیشتر بود. شاید به معنی واقعی کلمه در طی یک‌شب دیدگاه ما از بسیاری از اجرام سماوی. ساکنان آسمان شب دگرگون شد.

نخستین ملاقات ما با ارباب حلقه‌های منظومه شمسی در سال ۱۹۷۹ میلادی رخ داد. در آن تاریخ بود که پایونیر ۱۱ از کنار زحل عبور کرد. پایونیر در هنگام این کنارگذر، تعدادی تصویر کم کیفیت به زمین برگردانند اما آن‌قدر دانسته‌های ما از زحل اندک بود که همین داده‌های کم کیفیت حکم گنجینه‌ای باارزش را داشتند. از دل آن‌ها بود که تعدادی از اقمار تازه این سیاره کشف شد. اندکی بعد زحل بار دیگر میزبان میهمانی از سیاره زمین بود، ماه نوامبر ۱۹۸۰ بود که ویجر – ۱ در طی سفر تاریخی خود و گردش بزرگ منظومه‌ای‌اش از کنار زحل عبور کرد. ویجر – ۱ بیش از ۹۰۰ تصویر باکیفیت را از این کنارگذر به زمین فرستاد. این داده‌ها بود که نشان داد ساختار حلقه‌های زحل تا چه اندازه پیچیده است. همین‌طور نخستین داده‌های به نسبت دقیق از قمر بزرگ و شگفت‌انگیز این سیاره یعنی تایتان به زمین ارسال شد. داده‌هایی که نشان می‌داد در زیر حجابی از مه و ابر غلیظ این قمر بزرگ منظومه شمسی دنیایی پر از شگفتی را زا چشمان ما پنهان کرده است. گروهی از دانشمندان با داده‌های اولیه‌ای که از تایتان به دست آورده بودند حدس می‌زدند که این قمر شرایطی مشابه زمین ابتدایی داشته باشد و از همان زمان تایتان در رده فهرست اهداف آینده برای کاوش‌های مربوط به منظومه شمسی و البته ردیابی امکانات حیات درجایی غیر از زمین قرار گرفت.

یک سال پس از ملاقات نزدیک ویجر -۱ خواهر دوقلوی او، ویجر – ۲ در مسیر گردش بزرگ منظومه‌ای خود از کنار زحل عبور کرد و باوجود نقص فنی که برای سیستم ارتباطی آن به وجود آمد، توانست اهداف خود را محقق کند و بیش از ۱۱۵۰ تصویر از خانواده اقماری زحل به زمین فرستاد.

این آخرین ملاقات نزدیک ما با زحل تا پیش از مأموریت کاسینی بود. بعدازآن زحل به‌واسطه داده‌هایی که این سه مأموریت به زمین فرستاده بودند و همچنین داده‌ها و تصاویر تلسکوپ‌های بزرگ زمینی و فضایی موردبررسی دقیق قرار گرفت.

هرچه بیشتر از زحل می‌آموختیم سوال های بیشتری در مقابل ما سر برمی‌آورد. دومین سیاره پرجرم منظومه شمسی چگالی کمتر از چگالی آب دارد و اگر روی اقیانوسی فرضی قرارش دهید بر روی آب شناور می‌ماند. میزبان بزرگ‌ترین و چشم‌گیرترین سامانه حلقه‌های منظومه شمسی، برای خود منظومه‌ای کوچک از اقمار و دنیاهای مختلف به شمار می‌رود. اقماری که شاره و جریان وسیع و پرشماری از ذرات کوچک و بزرگ یخ و غبار را در اطراف سیاره چوپانی می‌کنند و ساختار حلقه‌ها و شکاف‌های آن را می‌سازند. برخی از اقمار شگفت‌انگیز منظومه در اطراف زحل قرار دارند و این سیاره درون جو خود میزبان توفان‌های عظیم و در قطبین مغناطیسی‌اش شاهد شفق‌های شگفت‌انگیز است.

زحل دنیایی بی‌نظیر در دل منظومه شمسی ما و صندوقچه‌ای از اسرار است. جرمی که بعد از ماه مهم‌ترین هدف رصدگران زمینی در آسمان به شمار می‌رود و هنوز هم که هنوز است وقتی نخستین بار از پشت چشمی یک تلسکوپ کوچک حلقه‌های آن را می‌بینید آهی از شگفتی برمی‌آورید، ذهن و اندیشه دانشمندان رشته‌های مختلف را نیز به خود مشغول کرده است. به همین دلیل هم بود که از حدود سه دهه قبل بررسی‌ها برای مأموریتی به مقصد زحل آغاز شد.

پیش از آنکه کاسینی و هویگنس سفر طولانی خود به‌سوی زحل را آغاز کنند سال‌ها طراحی و پژوهش و برنامه‌ریزی لازم بود.

«به یاد داشته باشید که وقتی در ماه آینده مأموریت کاسینی به پایان می‌رسد یک ماه از بیستمین سال پرتابش می‌گذرد.» فیروز نادری مدیر سابق کاوش‌های منظومه شمسی و برنامه مریخ آزمایشگاه جی. پی. ال در گفتگویی کوتاه با من به تاریخ طولانی برنامه‌ریزی این مأموریت اشاره می‌کند: «ما این مأموریت را در سال ۱۹۹۷ پرتاب کردیم و سال ۲۰۰۴ و چند ماهی بعد از فرود مریخ‌نوردها بود که کاسینی وارد مدار زحل شد. از زمان پرتاب این مأموریت تاکنون بیست سال می‌گذرد. شاید حدود ۱۰ تا ۱۵ سال پیش از پرتاب بود که این طرح در بخش طراحی و ایده پردازی و ساخت درحال‌توسعه بوده است. بدین ترتیب کاسینی مأموریتی است که از سی تا سی‌وپنج سال پیش کار بر روی آن آغاز شده است.»

e2178601-c567-4555-98f3-0d5005b3f6cb

درواقع ایده اولیه در سال ۱۹۸۲ و از دل کارگروهی بیرون آمد که آکادمی علوم ایالات‌متحده و بنیاد علوم اروپا تشکیل داده بودند تا درباره امکان همکاری‌های آینده علمی بحث کنند. ایده مأموریت مشترکی به مقصد زحل شامل یک سطح‌نشین و یک مدارگرد یکی از پیشنهادی این کارگروه بود؛ اما این ایده از زمانی که پیشنهاد اولیه آن مطرح شد تا زمانی که رنگ اجرایی شدن را به خود دید باید از فرازوفرودهای فراوانی عبور می‌کرد.

هر مأموریتی به‌خصوص اگر قرار باشد در رده مأموریت‌های بزرگ و پرخرج قرار بگیرد با پیچیدگی‌های سیاسی و اقتصادی فراوانی همراه است که گاه غلبه بر آن‌ها نسبت به حل چالش‌های فنی و علمی طراحی و اجرای آن مأموریت دشوارتر است. در این مورد هم این مشکلات به گونه مضاعفی خود را نشان می‌داد. چراکه قرار بود این پروژه با هماهنگی و طراحی مشترکی با اتحادیه اروپا صورت می‌گرفت. روابط و همکاری‌های علمی میان ایالات‌متحده و اروپا از زمان مطرح‌شدن این طرح تا زمانی که کلید اجرای آن زده شد بارها دچار افت‌وخیز شد و هر بار در هر دو سوی اقیانوس، مدیران باید تلاش می‌کردند تا این ایده و پروژه را از آسیب این توفان‌های سیاسی در امان دارند و نجات دهند.

سرانجام پس از افت‌وخیزهای فراوان این طرح تائید و طراحی و توسعه آن آغاز شد. حالا زحل آماده می‌شد تا میزبان یکی از پیشرفته‌ترین و گران‌ترین سفیران زمینی باشد که به‌طور خاص باهدف بررسی آن قدم در فضای میان‌سیاره‌ای خواهد گذاشت.

این مأموریت از دو بخش اصلی تشکیل‌شده بود. بخش اصلی شامل مدارگردی می‌شد که از سوی ناسا طراحی و ساخته می‌شد و دوازده ابزار علمی داده‌برداری دقیق بر روی عرشه آن نصب می‌شد. ابزارهایی که در طیف‌های مختلف به داده‌برداری از زحل، جو آن، سامانه حلقه‌ها و خانواده اقماری آن می‌پرداختند. به‌طور طبیعی یکی از اصلی‌ترین اهداف این مأموریت نقشه‌برداری رادیویی دقیق از تایتان بود. اروپایی‌ها در سوی دیگر اقیانوس بخش دوم مأموریت را طراحی و اجرا می‌کردند. این بخش، یک سطح‌نشین بود که آن را به‌افتخار کاشف تایتان، هویگنس نامیده بودند. این سطح‌نشین قلمدوش کاسینی عازم زحل می‌شد و درنهایت زمانی که کاسینی در مدار زحل قرار می‌گرفت، از بدنه آن جدا و راهی تایتان می‌شد. این کاوشگر با فرود درون جو تایتان بر سطح آن فرود می‌آمد و تصاویر و داده‌هایی را از سطح این قمر به زمین می‌فرستاد. بدین ترتیب دانشمندان برای نخستین بار می‌توانستند به‌طور مستقیم نیم‌نگاهی به زیرپوشش ابرهای تایتان بیندازند. طراحی این مأموریت هم با چالش‌های فراوانی همراه بود. ما اطلاعات چندانی از دنیای تایتان در اختیار نداشتیم. حدس‌هایی درباره شرایط این قمر وجود داشت. می‌دانستیم ممکن است بر سطح این قمر دریاچه‌ها یا رودخانه‌هایی از متان جاری باشند و ممکن است سطح این قمر شاهد بارش باران‌هایی باشد که به‌آرامی – به دلیل گرانش اندک قمر – رقص‌کنان بر سطح فرود می‌آیند؛ اما نقشه دقیقی از سطح این قمر در اختیار دانشمندان نبود که بتوانند به کمک آن شرایط دقیق محل فرود هویگنس را ارزیابی کنند. به همین دلیل آن‌ها باید خود را برای هر شرایطی آماده می‌کردند و درعین‌حال سعی می‌کردند بیشترین داده‌های ممکن را در مراحل مختلف فرود و پس از فرود جمع‌آوری کرده و در پنجره زمانی کوتاه‌مدتی که هویگنس می‌توانست در آن به فعالیت بپردازد به زمین ارسال کنند.

سرانجام پس از چالش‌های فراوان مأموریت کاسینی- هویگنس آماده می‌شد تا عازم سفر طولانی خود شود مأموریتی که به نمادی از همکاری فرا اقیانوسی در کاوش فضا بدل شد.

درحالی‌که زمان پرتاب نزدیک می‌شد حاشیه دیگری در اطراف این مأموریت شکل گرفت. برخی از گروه‌های زیست‌محیطی نسبت به خطر احتمالی که پرتاب این مأموریت برای محیط‌زیست می‌تواند همراه داشته باشد هشدار می‌دادند و حتی چند مورد تظاهرات علیه این مأموریت صورت گرفت. دلیل این اعتراض منبع انرژی این کاوشگر بود.

زحل در فاصله تقریبی یک و نیم میلیارد کیلومتری از خورشید آن‌قدر از ستاره مادر ما دور هست که عملاً امکان تأمین انرژی موردنیاز آن با کمک فناوری انرژی خورشید و صفحات خورشیدی – به‌ویژه با فناوری دو دهه پیش – به‌هیچ‌وجه ممکن نبود. به همین دلیل کاسینی از یک تولیدکننده انرژی گرما الکتریکی ایزوتوپی استفاده می‌کرد. حرارتی که این ژنراتور برای تأمین نیروی الکتریکی کاوشگر از آن بهره می‌برد حاصل واپاشی طبیعی پلوتونیوم ۲۳۸ بود. یک ذخیره ۲۳ کیلوگرمی از دی‌اکسید پلوتونیوم قلب تپنده تولید انرژی این مدارگرد به شمار می‌رفت. گروه‌های محیط زیستی و ضد هسته‌ای ابراز نگرانی می‌کردند اگر در هنگام پرتاب این مأموریت حادثه‌ای رخ دهد و این کاوشگر در جو زمین منفجر شود این منبع رادیواکتیو می‌تواند باعث آلودگی­های وسیع شود. البته که ملاحظات فراوانی برای تأمین امنیت این محفظه صورت گرفته بود و خوشبختانه هنگام پرتاب نیز حادثه‌ای رخ نداد؛ اما این نگرانی به شکلی دیگر خود را در شکل‌دهی به پایان مأموریت کاسینی و بیست سال بعد از پرتاب نشان داد.

سرانجام روز ۲۳ مهرماه سال ۱۳۷۶ فرارسید. پروژه‌ای که از چندین سال قبل آغازشده و فرازوفرودهای فراوانی را طی کرده بود، سفر خود را به‌سوی ارباب حلقه‌های منظومه شمسی بر فراز پرتابگر تایتان و از پایگاه کیپ کندی در فلوریدا، آغاز کرد.

شتاب تغییرات فناوری و سرعت رشد آن در سال‌های اخیر چنان سریع و غافلگیرکننده بوده است که گاهی ما که شاهدان همراه این دوران هستیم فراموش می‌کنیم دنیای ما چند سال قبل چگونه دنیایی بوده است. برای اینکه تصوری از دوران پرتاب کاسینی داشته باشید بد نیست نگاهی به رویدادهای همزمان آغاز این مأموریت بیندازید.

زمانی که کاسینی عازم سفر طولانی خود به‌سوی زحل شد در ایالات‌متحده بیل کلینتون دومین دور ریاست جمهوری‌اش را آغاز می‌کرد و در ایران سید محمد خاتمی تازه چند ماهی بود که اولین دولت خود را معرفی کرده بود. در آن سال اولین نسل تلفن‌های همراهی به بازار آمدند که در آن‌ها دیگر خبری از زائده آنتنی که از کنار بدنه بیرون زده باشند نبود. همچنین استاندارد ارتباطات بی‌سیم یا wiFi برای اولین بار معرفی شد. زمانی که کاسینی مسیر خود را آغاز کرد یک سال تا تأسیس گوگل،. هفت سال تا معرفی پدیده‌ای به نام فیس بوک و ده سال تا معرفی نخستین آی‌فون زمان باقی بود.

توجه به فناوری آن زمان نشان از چالش‌هایی دارد که مهندسان باید برای طراحی این مأموریت با آن روبرو می‌شدند.

فیروز نادری ضمن اشاره به پیچیدگی‌های طراحی این مأموریت از بازده جنبی توسعه فناوری‌های به‌کاررفته در این طرح در سایر پروژه‌های فضایی اشاره می‌کند و می‌گوید:

«کاسینی به پول دوران ما حدود ۴ و نیم میلیارد دلار خرج داشت و به خاطر همکاری با اروپا مدیریت آن با پیچیدگی‌های فراوانی همراه بود. ازنظر فنی ما ناچار بودیم نوآوری‌های زیادی در حوزه‌های مختلفی ازجمله الکترونیک انجام دهیم. البته بخش عمده‌ای از این نوآوری‌ها فراتر از پروژه کاسینی مفید واقع شدند و در مأموریت‌های دیگر نیز مورداستفاده قرار گرفتند. برای مثال مأموریت رهیاب مریخ که سال ۱۹۹۷ به مریخ فرستادیم و با کمک کیسه‌های هوایی بر سطح فرود آمد و به همراه خود اولین ربات مریخ‌نورد – سوجورنر – را به مریخ برد به یاد بیاورید. دلیلی که توانستیم آن پروژه را با ۲۵۰ میلیون دلار انجام بدهیم این بود که بخشی از فناوری‌های مورداستفاده در آن برای کاسینی توسعه می‌یافت. کاسینی هیولایی بزرگ بود و از کارهایی که برای توسعه آن انجام می‌دادیم می‌توانستیم در مأموریت‌های دیگر نیز بهره‌برداری کنیم.»

کاسینی برای رسیدن به زحل مسیری پیچیده را پشت سر گذاشت. این فضاپیما دو بار از کنار سیاره زهره عبور کرد، یک‌بار از کنار زمین گذشت و یک‌بار نیز با عبور از کنار مشتری از کمک گرانشی این سیاره‌ها برای رسیدن به هدف دوردست خود بهره برد.

سرانجام و پس از سفری هفت‌ساله به مقصد خود رسید و در تاریخ ۱۱ تیر ۱۳۸۳ (اول جولای ۲۰۰۴) وارد مدار سیاره زحل شد. این سفری طولانی بود؛ اما زمانی که کاسینی سرانجام وارد مدار خود در اطراف زحل شد، تازه آغاز داستان به شمار می‌رفت. از نخستین داده‌هایی که به زمین می‌رسید محققان حدس می‌زدند که این آغاز فصلی نو در درک ما از زحل، منظومه شمسی و سیاره‌های فراخورشیدی است. بااین‌وجود شاید کمتر کسی گمان می‌کرد که مأموریت تا این حد موفق باشد.

ورود موفق کاسینی به مدار زحل در مأموریتی که نماد همکاری‌های بین‌المللی و میان‌قاره‌ای نامیده می‌شد برای علاقه‌مندان علم در همه جای جهان هیجان‌انگیز بود. در ایران، در زیرزمین ساختمان پخش و در استودیوی شبکه چهار سیما سیاوش صفاریان پور ویژه‌برنامه‌های زنده‌ای را برای پوشش ورود کاسینی به مدار ترتیب داده بود. برنامه‌هایی که تا فرود هویگنس بر سطح تایتان ادامه یافت. گروهی از همکاران او ازجمله بابک امین تفرشی تا نیمه‌های شب تصاویر و داده‌های جدید را آماده می‌کردند تا برای پخش به دست او برسانند و این برنامه بتواند برای مردمانی که در سوی دیگری از جهان زندگی می‌کنند روایت زنده‌ای از کاوش دنیایی دوردست را ارائه دهد.

چندی بعد نوبت به یکی از نقاط عطف مأموریت رسید. همدم کاسینی پس از بیش از ۶ سال سفر همراه آن، از عرشه این کاوشگر جدا شد و عازم تایتان گشت. فرود هویگنس و تصاویر و داده‌هایی که در مدت کوتاه مأموریتش به زمین ارسال می‌کرد یک‌باره ما را در برابر چشم‌اندازی غریبه و شگفت‌انگیز از دنیایی دیگر قرارداد. دنیایی که شباهتش با دوران جوانی زمین، ذهن بسیاری را به خود مشغول می‌کرد.

پایان موفق مأموریت هویگنس اما تازه آغاز مسیری طولانی برای کاسینی بود. کاسینی داده‌های ما چه درباره خود سیاره زحل، چه درباره سیستم حلقه‌های آن و چه در خصوص سامانه اقماری آن به‌طور کامل زیرورو کرد. گذرهای کاسینی از فراز تایتان باعث شد تا ما اطلاعات دقیق‌تری از این قمر به دست بیاوریم. اگرچه فرود هویگنس بر سطح این قمر، تصویری عینی از زیر ابرهای تایتان در اختیار ما قرار داد اما گذرهای کاسینی و نقشه‌برداری و داده سنجی‌های راداری کاسینی بود که به‌طورجدی دیدگاه ما را بهبود بخشید. فیروز نادری دراین‌باره می‌گوید:

«یکی از اهداف ما این بود که تایتان را بهتر بشناسیم. زمانی که ویجر از کنار تایتان عبور کرد ما فقط توانستیم کره‌ای مه‌آلود را ببینیم. وقتی روی آن فرود آمدیم و کارهای راداری کاسینی را انجام دادیم، موفق شدیم وجود دریاچه‌های شکل‌گرفته از متان را به‌خصوص در اطراف قطب شمال آن تائید کنیم و متوجه شدیم که همان‌طور که چرخه‌های آب مایع روی زمین وجود دارد که آب را به شکل ابر، بارش باران، شکل دادن دریاها و تبخیر دوباره آن به گردش درمی‌آورد، در تایتان نیز با چنین چرخه­ای مواجه هستیم که به‌جای آب متان را به گردش درمی­آورد و این تنها یکی از نکات بسیاری بود که در این مأموریت درباره تایتان آموختیم.»

 

تایتان اما فقط یکی از اهداف مأموریت کاسینی بود؛ مانند هر مأموریت علمی دیگری کاسینی بر مبنای تعریف دقیقی از اهداف علمی خود شکل‌گرفته بود. این همان بخش مهمی است که شاید بیش از هر یافته دیگر کاسینی یا هر مأموریت علمی دیگر برای جامعه علمی و به‌طور کل جامعه‌ای مانند ایران ما درس‌آموز باشد. ما نمی‌توانیم پروژه و مأموریتی را در هر حوزه‌ای آغاز کنیم و سال‌ها انرژی و هزینه و نیرو را صرف آن کنیم و هیچ معیار و هدف مشخصی نداشته باشیم و به قولی هرجایی که تیر فرود آمد به دورش دایره‌های هدف را بکشیم و اعلام کنیم به هدف رسیده‌ایم. باید هدف مشخصی وجود داشته باشد و در هر مرحله معلوم شود که چقدر در راه تحقق آن اهداف در زمان تعیین‌شده گام برداشته‌ایم.

برای مأموریت کاسینی نیز فهرست اهداف علمی مشخصی طراحی‌شده بود.

  • تعیین ساختار سه‌بعدی و رفتار و فعالیت‌های سامانه حلقه‌های زحل
  • تعیین ترکیبات سطح اقمار و تبیین تاریخ زمین‌شناختی هر یک از آن‌ها
  • تعیین ماهیت و منشأ ماده تاریکی که سطح پیش رو قمر یاپته ئوس را پوشانده است
  • بررسی و تعیین ساختار سه‌بعدی مغناط کره زحل
  • بررسی رفتار و فعالیت‌های بخش فوقانی ابرهای زحل
  • بررسی ساختار مه و ابرهای اطراف تایتان
  • تعیین و تشخیص عوارض سطحی تایتان در مناطق مختلف.

حالا در ایام پایانی مأموریت کاسینی دانشمندان می‌توانند به این فهرست مراجعه کنند و ببیند تا چه حد در تحقق اهداف خود موفق بوده‌اند.

پرستون دایچس، از مدیران روابط عمومی مأموریت کاسینی درباره میزان تحقق اهداف کاسینی می‌گوید: «کاسینی موفقیتی خیره‌کننده به شمار می‌رود. نه‌تنها همه اهداف از پیش تعیین‌شده برای این مأموریت محقق شد که توانستیم چیزهای بسیار بیشتری به دست بیاوریم که در برنامه اصلی نبود.»

فیروز نادری درباره این کشفیات از پیش طراحی نشده که جامعه علمی را شگفت‌زده کرد توضیح بیشتری می‌دهد:

«یکی از کشف‌های برجسته مأموریت کاسینی که ما انتظارش را نداشتیم و برای همه ما کاملاً غیرمنتظره به شمار می‌رفت انسلادوس بود. کسی چیزی درباره فوران‌ها و یخ فشان ها و اقیانوس­های زیرسطحی انسلادوس خبری نداشت. ما می‌خواستیم برویم و تایتان را بهتر ببینیم اما کاسینی خارج از برنامه انسلادوس و شگفتی‌های آن را کشف کرد و این شاید بزرگ‌ترین کشف کاسینی باشد. کاسینی ابتدا جت‌ها یا فوران‌های یخ فشان عظیم انسلادوس را دید. بعد صحبت از این بود که شاید دریاچه‌ای یا دریایی در زیر آن باشد. داده‌های بعدی مشخص کرد که این به‌جای دریا یا دریاچه‌ای موضعی، با اقیانوسی طرف هستیم که سرتاسر زیر سطح این قمر را در برگرفته است. در قدم بعد معلوم شد معلوم شد برخی مواد معدنی ازجمله ترکیبات سیلیکاتی درون این قمر وجود دارد و این دریا در تماس با هسته سنگی قمر است. این نکته‌ای کلیدی برای شکل‌گیری و توسعه حیات به شمار می‌رود. سپس مشخص شد که در ژرفای این دریاها، دهانه‌های گرمایی فعالی وجود دارند که مشابه آن را در اعماق اقیانوس‌های زمین نیز مشاهده می‌کنیم. الآن یکی از مدل‌هایی که درباره شکل‌گیری حیات روی زمین مطرح می‌شود به نقش مهم و ضروری این دهانه‌های گرمایی اعماق اقیانوسی اشاره دارد که باعث می‌شوند مواد مغذی را وارد چرخه آبی دریا شود؛ بنابراین همه آن شرایطی که ما فکر می‌کنیم برای ایجاد حیات لازم است در انسلادوس وجود دارد وضعیت این قمر در موضوع امکان حیات حتی از یوروپا نیز بهتر است. قبل از این مأموریت هیچ‌کدام از این‌ها را نه می‌دانستیم و نه انتظارش را داشتیم.»

 

حالا به لطف کاسینی انسلادوس در بالای رده فهرست اولویت‌های پیش روی کاوش‌های آینده و یکی از داغ‌ترین سوژه‌های علمی سیاره شناسی قرارگرفته است. جایی که در همسایگی – در مقیاس کیهانی – ما ممکن است بذر حیات شکوفا شده باشد.

 

اما مانند هر داستان باشکوه دیگری، مأموریت کاسینی نیز به آخرین صفحات خود نزدیک می‌شود. روز یک‌شنبه سوم اردیبهشت سال جاری (۲۳ آوریل) کاسینی آخرین مانور خود را به‌سوی قلمرو ناشناخته زحل آغاز کرد. این مانور کاوشگر کاسینی را در مداری قرارداد که از شکاف میان سیاره و حلقه‌های زحل عبور کرد. منطقه‌ای که تاکنون هیچ کاوشگری از آن عبور نکرده بود. پس‌ازآنکه کاسینی ۲۲ بار این مدار – که در هر گذر به سطح سیاره نزدیک‌تر می‌شود – را پشت سر بگذارد سرانجام در شهریورماه، کاسینی به درون جو زحل شیرجه خواهد زد و با رسیدن به بخش‌های غلیظ‌تر جو در آن خواهد سوخت و از بین خواهد رفت تا سفری اودیسه وار و ۲۰ ساله به انجام برسد.

«این قسمت آخر مأموریت هست.» فیروز نادری درباره پایان این مأموریت توضیح می‌دهد: «به‌وقت ما در غرب آمریکا ساعت ۵ و ۸ دقیقه صبح روز ۱۵ سپتامبر زمانی است که آخرین سیگنال از کاسینی دریافت خواهد شد و بعدازآن ارتباط ما با آن قطع می‌شود. به این دلیل که در آن هنگام این کاوشگر به‌اندازه کافی در جو زحل فرورفته که تحت تأثیر فشار جو شکسته شده و منهدم می‌شود. همان‌طوری که می‌دانی این شش ماه آخر کاسینی به دور زحل می‌چرخید و از میان شکاف‌های حلقه‌های زحل رد می‌شد. کاسینی بیست‌ودو بار این مسیرها را طی می‌کند که هرکدام اندکی بیش از شش روز به طول می‌انجامد. در مدار بیست و سوم زمانی که از کنار تایتان می‌گذرد، ما از گرانش تایتان به‌گونه‌ای استفاده می‌کنیم که کاسینی را از آن مدار خارج کنیم. بدین ترتیب به‌جای آنکه کاسینی بار دیگر در مداری به دور زحل قرار بگیرد آن را به سمت برخورد با زحل راهنمایی می‌کند. بعدازاین مانور و کمک گرفتن از گرانش تایتان دیگر کاری نمی‌شود کرد و کاسنی در مسیر زحل و برخورد نهایی با آن قرار می‌گیرد و به درون جو آن شیرجه می‌زند. البته چون این کاوشگر باهدف نفوذ به جو ساخته نشده است حدس می‌زنیم که مدت زیادی در جو دوام نیاورد و احتمالا اولین بخشی از کاوشگر که شکسته خواهد شد بازوهای بلندی هستند که ابزار مغناطیس‌سنج و آنتن راداری کاوشگر روی آن قرار دارند اما تا وقتی‌که امکانش باشد طیف‌سنج‌ها به جمع‌آوری و ارسال داده ادامه خواهند داد و امیدواریم در این آخرین دقایق مأموریت نیز چیزهای بیشتری درباره آن بیاموزیم.»

این پایان دراماتیک اگرچه از ابتدا یکی از گزینه‌ها و سناریوهایی بود که برای پایان مأموریت پیش‌بینی می‌شد اما آنچه اجماع عمومی را برای عملی کردن آن ایجاد کرد یافته‌های خود کاسینی و به‌طور خاص انسلادوس بود. حفاظت از محیط‌زیست انسلادوس و از بین بردن خطر و ریسک آلوده کردن احتمالی آن دلیلی بود که مهندسان و دانشمندان تصمیم گرفتند چنین پایانی را برای کاسینی رقم بزنند. همین عامل در تعین زمان پایان مأموریت نیز نقش بازی کرد.

فیروز نادری دراین‌باره می‌گوید:

«تصمیم درباره پایان کاسینی را عمدتاً به دلیل حفاظت از انسلادوس اتخاذ کردیم. سوخت تعیین ارتفاع و حفظ موقعیت کاوشگر رو به اتمام است و وقتی آن تمام بشود ما دیگر هدایتی روی سفینه نداریم و این نگرانی را داشتیم که با انسلادوس برخورد کند. به همین دلیل تصمیم گرفتیم به‌طور هدایت‌شده و امن به آن پایان دهیم.»

 

پایان کاسینی اما آغاز دورانی خواهد بود که میراث کاسینی را شکل خواهد داد. بسیاری از داده‌ها و یافته‌های کاسینی منتظر بررسی‌های دقیق‌تر دانشمندان هستند؛ و داده‌های کاسینی ممکن است هنوز در دل خود اسرار بیشتری را پنهان کرده باشند.

پرستون دایچس دراین‌باره می‌گوید: «برخی از سوال ها را ممکن است بتوانیم بر اساس داده‌هایی که از بخش پایانی مأموریت کاسینی به دست می‌آوریم پاسخ دهیم مواردی مانند جرم حلقه‌های و تعیین دقیق گردش زحل»

فیروز نادری که مدیریت کاوش منظومه شمسی ناسا را بر عهده داشته و یکی از طراحان کاوش‌های دنیاهای اقیانوسی منظومه شمسی است نیز بر این نکته تأکید دارد و می‌گوید:

«نکته مهم این است که اکتشافات دیگری وجود دارد که بعد از پایان مأموریت کاسینی روی خواهند داد. بسیاری از داده‌ها هنوز باید بررسی شود. یکی از دانشمندان کاسینی می‌گفت ما داریم وزن همه حلقه‌های دور زحل را اندازه‌گیری می‌کنیم. اگر این مجموع از یک مقداری بالاتر باشد این احتمال وجود دارد که منشأ اصلی حلقه‌ها یک کره اولیه بوده به زحل نزدیک شده و بعد خرد شده و تبدیل به حلقه­ها شده است اما اگر از آن مقدار کمتر باشد احتمال بیشتری وجود دارد که این حلقه‌ها همزمان با شکل‌گیری خود زحل به وجود آمده باشند. این‌ها همه داده‌هایش گرفته‌شده و باید تحلیل روی آن‌ها ادامه یابد. پایان عمر کاسینی به معنی پایان تحقیقات و کشف‌های مبتنی بر داده‌های آن نیست و تا مدت‌ها فعالیت‌های علمی روی‌ داده‌های کاسینی ادامه پیدا خواهد کرد.»

کاسینی نقطه عطف و اوجی در تاریخ مأموریت‌های فضایی انسان تاکنون به شمار می‌رود. مأموریتی که نشان داد که منظومه شمسی ما میزبان شگفتی‌های بسیاری است اما گام بعدی چه خواهد بود؟

پرستون دایچس درباره گام‌های بعدی در کاوش دنیاهای بیرونی منظومه شمسی می‌گوید: «بسیاری از دانشمندان علوم سیاره‌ای علاقه‌مند به کاوش اورانوس و نپتون هستند و چند مطالعه جدید نیز درباره امکان برخی از مأموریت‌هایی به مقصد این سیاره‌ها صورت گرفته و در اختیار ناسا قرار داده‌شده است اما مهم‌ترین سوال پیش روی دانشمندان شاید این باشد که آیا انسلادوس واقعاً ممکن است درون اقیانوس‌های خود میزبان حیات باشد یا نه؟»

فیروز نادری که در فرآیند بررسی ایده‌های مأموریت‌های آینده نقش و حضور دارد درباره آینده کاوش زحل و مأموریت‌های احتمالی به‌سوی این سیاره بیشتر توضیح می‌دهد:

برنامه و اولویت بعدی ما در ناسا این است که به بررسی انسلادوس بپردازیم. در حال حاضر رقابتی هست در ناسا برای مأموریت‌های بعدی نیو فرانتایر (سرحدات تازه) که بخش‌های مختلف ناسا پیشنهاد می‌کنند که مأموریت بعدی این بخش چه چیزی باشد. می‌دانید که افق‌های نو و جونو مأموریت‌هایی بودند که در پروژه سرحدات نو انتخاب شدند و ما در حال کار روی منتخب بعدی این پروژه هستیم. یکی از طرح‌ها که برای رقابت در این بخش و از سوی جی.پی.ال. پیشنهادشده است مأموریتی به مقصد انسلادوس است. طرح این است که این سفینه از درون ذراتی که به‌واسطه جت‌ها یا فوران‌های یخ­فشان­های رصد شده در انسلادوس، در فضا پراکنده می‌شوند عبور کند و با استفاده از بهترین طیف‌سنج‌های ممکن به تجزیه‌وتحلیل این ذرات بپردازیم و ببینیم احتمال وجود حیات و آب در اقیانوس زیر انسلادوس چقدر است. در حال حاضر شرایط انسلادوس حتی بهتر از یوروپا است؛ و اینکه شانس حیات داشته باشد بیش از بقیه نقاط منظومه شمسی به شمار می‌رود.

اگر این طرح تائید بشود اواخر ۲۰۲۰ اجرایی خواهد شد اما این تنها پیشنهاد در این مجموعه نیست. تعداد زیادی طرح در حال رقابت هستند که خود ما در جی.پی. ال به‌تنهایی هفته طرح را پیشنهاد داده‌ایم. یکی دیگر از این طرح‌ها کاوشگر زحل است. هدف این طرح این است که کاوشگری بسازیم که به زحل برود و درون جو این سیاره شیرجه بزند. تفاوت این مأموریت با کاسینی این خواهد بود که در مورد کاسینی ورود به جو زحل در طراحی اولیه نبود و این سفینه باری این منظور ساخته نشده بود اما در این مورد با همین هدف ساخته می‌شود و شبیه به مأموریت گالیلئو که در جو مشتری نفوذ کرد با نفوذ به اعماق جو زحل اطلاعات دقیق‌تری از ترکیبات سازنده جو آن برای ما تهیه کند.

من مطمئنم یک طرح دیگر درباره تایتان هم مطرح خواهد شد شاید اینکه روی دریاچه‌های آن کاوشگری را فرود بیاوریم؛ اما معلوم نیست کدام‌یک از این طرح‌ها انتخاب شود یا حتی اینکه اصلاً هیچ‌کدام از طرح‌های مربوط به زحل انتخاب شوند. این رقابت بسیار فشرده‌ای بین ده‌ها طرح خوب است و برای مثال یکی از رقبای این مأموریت‌ها، مأموریت فرود روی سطح زهره است و برای اینکه با اطمینان از مأموریت بعدی حرف بزنیم باید منتظر برنده این رقابت باشیم»

 

اما حتی اگر هرکدام از این مأموریت‌ها نیز تصویب و انتخاب شود نگرانی‌های جنبی نیز در اطراف آن وجود دارد. چشم‌انداز آینده کاوش‌ها در ماه‌های اخیر با چالش‌های فراوانی مواجه شده است. بودجه اخیر ناسا که از سوی ترامپ ابلاغ شد بخشی از مأموریت‌های آینده دنیاهای اقیانوسی و همین‌طور مأموریت به دام اندازی سیارک‌ها (ARM) را معلق کرده است از فیروز نادری پرسیدم که آیا باید نگران تأثیر این تصمیم‌گیری آینده این مأموریت‌ها کاوش‌های فضایی ناسا باشیم؟

«این داستان به ایدئولوژی ترامپ برمی‌گردد. او و کابینه‌اش اصولاً حامی علم نیستند. این اولین بودجه‌ای بود که ارائه شد و تقریباً بخش عمده‌ای از آن بازمانده دوران اوباما بود که دولت تازه در آن تغییراتی را ایجاد کرد اما اگر این روند در بودجه‌های بعدی ادامه یابد و اگر خدای‌نکرده برای بار دوم هم انتخاب بشود، بله این نگرانی جدی است. ترامپ نه خودش و نه کابینه‌اش درک درستی از علم ندارند.»

برخی از ناظران امور فضایی اما معتقدند حتی با عقب‌نشینی ترامپ و کاهش بودجه‌های تحقیقاتی دولتی هنوز می‌توان به موفقیت و اجرایی شدن چنین مأموریت‌هایی امید داشت. آن‌ها گاهی با اشاره به مأموریت کاسینی که نمادی از همکاری میان اروپا و ناسا بود سخن از شریک تازه‌ای به میان می‌آورند که می‌تواند با ناسا همکاری کند. موفقیت‌های اخیر بخش خصوصی و به‌خصوص اسپیس ایکس برای بسیاری این امیدواری را ایجاد کرده است که این شرکت‌ها بتوانند بخشی از هزینه‌های این کاوش‌های آینده‌نگر را بر عهده بگیرند. این ایده‌ای است که عقب‌نشینی اسپیس – ایکس از پروژه پر سروصدای اژدهای سرخ باهدف ارسال کپسولی بدون سرنشین به مریخ به آن رنگ تردید پاشیده است

فیروز نادری که بخش عمده‌ای از زندگی حرفه‌ای‌اش را صرف طراحی و بودجه‌بندی مأموریت‌های فضایی و درعین‌حال مذاکره با مقام‌های سیاسی و اقتصادی برای تأمین بودجه این مأموریت‌ها کرده است نیز نسبت به چنین همکاری در آینده نزدیک خوش‌بین نیست:

«اگر وقتی درباره شرکت خصوص حرف می‌زنیم منظورمان بستن قرارداد با ناسا باشد، این موضوع تازه‌ای نیست و الآن هم در حال انجام است. برای مثال لاکهد مارتین تعداد زیادی قرارداد با ناسا دارد اما اینکه بخش خصوصی با پول خودش وارد همکاری و مشارکت در چنین کاوش‌هایی شود، من در حال حاضر من سازوکار تجاری نمی‌بینم که این کار را توجیه کند. آن‌ها باید جوابگوی هیئت‌مدیره خود باشند و آن هیئت‌مدیره می‌خواهد که از سرمایه‌گذاری چند صدمیلیونی خود بازده و سودی به دست آورد و من الآن چنین بازدهی را مشاهده نمی‌کنم.»

فارغ از اینکه آینده آبستن چه کاوش‌هایی باشد، اکنون کاسینی است که به آخرین روزهای خود نزدیک شده است. به‌زودی کاسینی بخشی مهم از تاریخ فضایی خواهد بود. این مأموریت اما در کنار همه دست آوردهای علمی خود میراثی وسیع‌تر برجای گذاشت. تصاویر خیره‌کننده‌ای که این کاوشگر از چشم‌گیرترین سیاره منظومه شمسی و این سیاره طوق برگردن به زمین ارسال کرد، نه‌تنها ذهن دانشمندان که چشم مردم عادی را نیز به خود خیره کرد.

در بین همه آن تصاویر خیره‌کننده اما شاید یک تصویر بیش از بقیه خبرساز شد و آن زمانی بود که کارولین پورکو، مدیر تصویربرداری مأموریت کاسینی که از همکاران قدیم کارل ساگان بود، تصمیم گرفت تا کاری که به پیشنهاد ساگان در مأموریت ویجر انجام‌شده بود و آن سفینه در مسیر خود به‌سوی دشت پرستاره شب و فراسوی قلمرو منظومه شمسی، با برگرداندن دوربین خود به سمت مرکز منظومه، تصویری از زمین از دوردست‌ها گرفته بود را بار دیگر و این بار با کاسینی تکرار کند.

در موقعیتی ایدئال و زمانی که کاسینی در پشت زحل قرار داشت این کاوشگر دوربین‌های خود را به‌سوی زمین گرداند و تصویری باشکوه از حلقه‌های زحل را ثبت کرد. در میان حلقه‌های زحل نقطه کم سویی دیده می‌شد که زمین مادر ما بود.

شاید این تصویر در کنار داده‌ها و کاوش‌های علمی کاسینی به‌عنوان بخشی از میراث این مأموریت در تاریخ ثبت شود. شاید این تصویر یکی از آن قاب‌هایی باشد که هرگاه انسان زیاد به خود غره شد، لازم باشد نیم‌نگاهی به آن بیندازد تا جایگاه خود را به یاد بیاورد.

از کارولین پورکو که به‌نوعی چشمان این مأموریت در این سال‌ها بوده است درباره میراث کاسینی پرسیدم:

کاسینی در آینده به‌عنوان نمادی از دوره‌ای شگفت‌انگیز به یاد خواهد ماند که در آن ما لذت و شور کاوش مکان‌های دور و بیگانه را تجربه کردیم. زمانی که ما به درک دست‌اول و از نزدیکی از سیستم سیاره‌ای غنی و شگفت‌انگیزی درون منظومه شمسی خود ست پیدا کردیم.

4npM5ft

این مأموریت برای ما چشم‌انداز شفاف‌تری از خود و جایگاهمان در کیهان به یادگار خواهد گذاشت و درعین‌حال در دل‌های همه ما غرور و افتخاری به‌حق را به‌جای خواهد گذاشت. غرور و شادکامی از موفقیت خیره‌کننده و عظیم کاوش موفق و طولانی زحل که حاصل همکاری بین‌المللی میان ما بود و می‌توانیم به آن افتخار کنیم.

کاسینی اگر موفق بود و چنین دست آورد عظیمی به همراه داشت بر شانه هزاران نفر از متخصصان و دانشمندان و مهندسان و ایده پردازان و آینده نگران قرارگرفته است. بسیاری از اعضای گروه کاسینی و هویگنس بخش بزرگی زا زندگی خود را وقف موفقیت این مأموریت کردند. پایان این مأموریت برای آن‌ها حال و هوای دیگری دارد. اگرچه میراث و داده‌های کاسنی تا مدت‌های طولانی و شاید تا همیشه تاریخ باقی بماند اما این پایان، آغاز فصل تازه یا در زندگی بسیاری از اعضا گروه و گروهی است که بیش از سه دهه با این روزه همراه بودند.

وقتی از کارولین پورکو درباره احساسش از پایان این مأموریت پرسیدم چنین پاسخ داد:

احساس من از پایان و به انجام رسیدن مأموریت کاسنی در اطراف زحل چندگانه و درهم‌آمیخته است. من به زندگی‌ام در ۲۷ سال گذشته نگاه می‌کنم و احساسات و غرور زیادی را در آن می‌بینم. نسبت به همه آن چیزی که در این مدت انجام دادیم. همه کارهایی که باید انجام می‌دادیم و انجام دادیم تا این کاوشگر با یک سیستم عکاسی فعال و موفق ساخته شود به زحل برسد و در طول این مدت با موفقیت به فعالیتش ادامه دهد و به این خوبی کار کند. من به آنچه به دست آوردیم بسیار افتخار می‌کنم؛ اما درعین‌حال چشم‌انتظار زندگی تازه‌ام بعد از پایان این مأموریت هستم. امیدوارم این فصل تازه برای من شامل فرصت‌های بیشتری برای رسیدن و پرداختن به بخش‌هایی از زندگی‌ام باشد که در این سال‌ها نتوانسته‌ام به آن‌ها بپردازم. کتاب‌هایی که نخوانده‌ام، سفرهایی که نرفته‌ام و بسیاری کارهای دیگر. من می‌خواهم تمرکزم را بعدازاین مأموریت بر روی زندگی بر سیاره زمین قرار دهم.

فکر می‌کنم بعد از ۴۰ سال که صرف کاوش سیاره‌های دیگر کرده‌ام اکنون زمان آن فرارسیدهاست که به خانه برگردم.

Video Player
 
 

کاسینی به پایان خود می‌رسد اما این مأموریت و هر مأموریت و تحقیق علمی دیگری برای همیشه دید ما را تغییر داده است. وقتی در شب‌هنگام به آسمان نگاه می‌کنیم و تلالو زردفام زحل را می‌بینیم، درباره آن بیش از ۲۰ سال پیش می‌دانیم. حالا در پایان مأموریت کاسینی ما انسان‌ها اندکی سالخورده‌تر و اگر بخواهیم اندکی خردمندتر و اندکی آگاه‌تر از قبل به آسمان شب نگاه می‌کنیم. هنوز هزاران سوال بی‌جواب در دشت شب پراکنده است و منتظر زنان و مردانی است که رویای کشف جهان را در دل و ذهن خود زنده نگاه می‌دارند و سوار بر شانه غول‌هایی که پیش‌ازاین علم و فناوری را به اینجا رسانده‌اند گام‌های بلند بعدی را برمی‌دارند.

ما تازه در آغاز عصر کاو ش جهان هستیم.

منبع سایت پوریا ناظمی مقاله نویس ماهنامه نجوم

 

تاريخ چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۹۶سـاعت 22:6 نويسنده راضیه کمال پور

خورشید سرانجام به پایان سوخت هسته ای اش می رسد و حدود 5/4 میلیارد سال دیگر می میرد. البته داستان مرگ خورشید از یک سری وقایع تشکیل شده است که ابتدا خورشید را به غول سرخ، سپس به ریز نقش سفید، و در نهایت به یک ستاره ریز نقش سیاه تبدیل می کند. این فرآیند 5/3 میلیارد سال دیگر آغاز میشود؛ وقتی که هلیم در هسته خورشید شروع به همجوشی و تولید کربن میکند و خورشید شروع به انبساط میکند. پیش بینی وضع آب و هوای زمین در آن زمان داغ، درخشان و مه آلود خواهد بود؛ زمانی که خورشید همچون غولی در آسمان بزرگ و بزرگتر می شود. زمانی که خورشید دو سومِ  آسمان را پوشانده، دمای چند هزار درجه ای روی زمین مدت هاست که جوّ و اقیانوس هایش را تبخیر کرده است. سرانجام، لایه خارجی خورشید، عطارد، زهره، زمین و حتی مریخ را در کام خود فرو  میبرد و با جذب حرارت از مرکزش 3000 بار درخشان تر میشود. در این زمان خورشید به یک ستاره غول پیکر تبدیل گشته است.


وقتی هلیم به پایان برسد هسته کربن – اکسیژن هم غیر فعال می شود و مرگ غول سرخ آغاز میشود. البته هسته، دو سومِ جرم ستاره را در بر دارد، هنوز داغ است و اطرافش را دو پوسته از مواد اصلی خورشید، یعنی هیدروژن و هلیم دست نخورده، فرا گرفته است. حاصل فعالیت این پوسته ها حرکت تَپ وار (pulsation) سطح خورشید است که هر تَپ حدود یک سال طول می کشد. وقتی سطح با هر تَپ منبسط و خشک میشود هیدروژن و هلیم رابه صورت ((بادی)) که با سرعت حدود  16 کیلومتر در ثانیه میوزد، در فضا منتشر می کند. این فرآیند چندین هزار سال طول می کشد تا هر دو پوسته در فضا پراکنده شوند و هسته کربن – اکسیژن چگال خورشید بی حفاظ و عریان باقی بماند. پوسته های فوران شده سحابی سیاره نمای در حال انبساطی را شکل می دهند. در طی 20000 سال بعد دمای سطحی هسته عریان شده از 11000 درجه به حدود 25000 درجه افزایش میابد. البته، اندازه اش خیلی بزرگتر از زمین نخواهد بود. پرتو فرابنفش تابش شده از هسته عریان، که سریع تر از گازهای سحابی حرکت میکند، به سحابی میرسد و آن را همچون حباب فلورسنت روشن میکند.

 

در همین حال، بادی پُر سرعت با جرم بسیار کم اما مقدار زیادی انرژی با سرعت حدود 1500 کیلومتر در ثانیه وزیدن می گیرد. این باد هم به شدت با سحابی تصادف می کند و ابرهای درخشان متعددی را شکل میدهد که با رنگ های قرمز،سبز و آبی که حاصل حرارت دیدن گازهای هیدروژن، اکسیژن و هلیم اند میدرخشند. در این زمان اندازه سحابی به هزار برابر اندازه منظومه شمسی ما رسیده است. این نمایش آسمانی شکل ها و رنگهای معرکه فقط حدود ده هزار سال ادامه می یابد.

در سالهای بعد، بیرون ریزی گاز و انرژی از ستاره غول سرخ متوقف می شود و فقط هسته داغ باقی می ماند. این هسته، که در این مرحله ستاره ریز نقش سفید نامیده میشود، به تدریج سرد و سرانجام محو و تبدیل به کره ای تاریک و مرده از مواد می شود که ستاره ریز نقش سیاه نامیده می شود. این مرحله آخر سرد شدن آن قدر طولانی است که هنوز عمر عالم به جایی نرسیده است که ریز نقش سیاهی زده شده باشد. اما تصاویری که تلسکوپ فضایی هابل گرفته نشان می دهد که کهکشان راه شیری پر از ریز نقش سفید و ستاره های غول سرخ است.

 

 اما سرنوشتی کاملا متفاوت در انتظار ستاره هایی است که جرمشان بیش از 6 برابر جرم خورشید است. فرآیند مرگ آنها مشابه به ستاره مادر است، یعنی آنها در انفجار اَبَرنواَختر ناگهان می میرند. تنها تفاوت در آن چیزی است که از ستاره مرده بر جای می ماند. هسته ستاره هایی با جرم 6 تا 12 برابر جرم خورشید، پس از پرتاب بیشتر مواد لایه خارجی جوّشان به فضا، به ستاره نوترونی تبدیل می شود. ستاره نوترونی جسمی بسیار چگال و بسیار کوچک – با قطر چند کیلومتر – است که از بسته های بسیار به هم فشرده نوترون تشکیل شده است و هر قاشق چایخوری از آن صدها میلیون تُن وزن دارد. این ستاره خیلی سریع به دور خود می چرخد - حدود 1 تا 10 بار در هر ثانیه -  چون قانون بقای اندازه حرکت زاویه ای آن را ملزم می کند که اندازه حرکت زاویه ای ستاره اصلی را حفظ کند. پس، چون قطر به شدت کاهش یافته، سرعت گردشی ستاره به شدت افزایش می یابد؛ درست مثل اسکیت بازی که هرچه دست های بازش را به بدنش نزدیک تر میکند سریعتر دور خودش می چرخد.

چرخش سریع ستاره نوترونی به همراه میدان مغناطیسی قوی اش آن را به یک ژنراتور قدرتمند الکتریکی تبدیل می کند که همچون تیرکمانی قادر است ذرات ریز اتمی را تا انرژی های چند میلیون ولت شتاب دهد و با سرعت تقریبا نصف سرعت نور در فضا پراکنده کند. وقتی این باد به گازهای سحابی اطراف می وزد الکترون ها و پوزیترون ها (پاد ماده الکترون) به دور خطوط میدان مغناطیسی می پیچند و انرژی از خود ساطع می کنند که شکل های درخشان و متغیری از نور در مرکز سحابی می سازند. این نور سپس گاز و غبار سازنده سحابی، که در آن زمان تا چند سال نوری گسترده  شده است، را روشن می کند.

 

جالب است بدانید که بر خلاف ستاره ای عادی، مواد خارج شده از ستاره نوترونی در همه جهت ها در فضا پراکنده نمی شوند و در عوض ، همگی در دو پرتو تابش الکترومغناطیس متمرکزند که به طور مداوم از قطب های ستاره ساطع می شوند و قسمتی هم به صورت بادی از استوای تَپ اختر می وزد. این خروجی انرژی همان است که ستاره نوترونی را درخشان نگه می دارد که به تدریج انرژی چرخشی اش را کاهش میدهد و در بازه زمینی حدود هزاران سال چرخش ستاره را کُند میکند. اگر زمین اتفاقی در امتداد تابش یکی از این دو پرتو باشد می توانیم ستاره نوترونی را به صورت نقطه نورانی دائمی در آسمان آشکار کنیم، در غیر این صورت نمی توانیم مگر اینکه میدان مغناطیسی اش با محور چرخشش هم خط نباشد. در این صورت دو پرتو دائم  تابش الکترو مغناطیس مسیری دایره ای را در آسمان طی می کنند (درست مثل چراغ فانوس دریایی ). اگر پرتو تابش در مسیر خط دید ما قرار بگیرد میتوانیم آن را همچون تابشی کوتاه اما سروقت در طول موج رادیویی، مرئی و پرتو ایکس آشکار کنیم. این جرم ستاره تَپ اختر (pulsar) نامیده میشود. بسامد این تَپ ها آنقدر منظم است که وقتی تَپ اخترها در سال 1967 کشف شدند اخترشناسان تصور کردند این علائم را موجودات هوشمند فرازمینی ساخته و فرستاده اند و تَپ اخترها را LGM ، مخفف آدم کوچولوهای سبز رنگ (Little Green Men) نامیدند.

 

 اگر ستاره بیش از 12 برابر خورشید جرم داشته باشد، هسته فرو ریزش بر سر خودش را ادامه میدهد تا جایی که کِشش گرانشی آنقدر قوی میشود که هیچ چیز، حتی نور، نمیتواند از دامش بگریزد. این جسم سیاهچاله (black hole) نامیده میشود.

چون سحابی سیاره نما (planetary nebulae) از لایه های خارجی جوّ ستاره شکل گرفته، پُر از اکسیژنی است که در عمر ستاره در مرکز آن تولید شده است. بنابراین، مقدار زیادی از انرژی تابش فرابنفش اَبَرنواَختر به نور مرئی سبزی تبدیل میشود – طول موج یون های اکسیژن – که چنان شدتی دارد که صدها میلیون سال نوری دورتر قابل آشکار سازی است.

با اینکه انفجار اَبَر نواَختری در گروه کهکشان های راه شیری، همچون اَبَرنواَختر SN87 – که 167 هزار سال پیش در کهکشان اقماری ما و ابر بزرگ ماژلان، رخ داد و نورش نخستین بار در سال 1987 به ما رسید – را میتوان با چشم غیر مسلح دید، خود سحابی فقط با تلسکوپ دیده میشود و ما از موقعیت نور مرئی اَبَرنواَختر درمی یابیم که کجا دنبال آن بگردیم.

 

روشی که با آن سحابی های دور دست، که انفجار اَبَرنواَختری شان بدون جلب توجه ما رخ میدهد،را آشکار می کنند شیوه فنّی بسیار هوشمندانه ای به نام تصویر برداری روی باند/خارج باند (on band/ off band) است که اخترشناسان رصدخانه های ملی اختر شناسی مرئی در توسان آریزونا آن را ابداع کردند. در این روش از کهکشان دور دست دو تصویر، یکی در باند تاریک طول موج حدود اکسیژن و دیگری خارج از این محدوده، می گیرند و در کامپیوتر روی هم می اندازند و برنامه کامپیوتری بین دو تصویر زیر و رو در رفت و آمد است. چون سحابی سیاره نما فقط در تصویر باند اکسیژن ظاهر میشود، روی صفحه کامپیوتر نقاط چشمک زنی دیده میشود. اخترشناسان با بهره گیری از این فن، بیشتر از 141 سحابی سیاره نما در کهکشان M86 در خوشه سنبل یافته بودند.     

 

نوشته شیما نامی از سایت نجوم ایران

تاريخ چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۹۶سـاعت 21:54 نويسنده راضیه کمال پور

آندرومدا چیست؟

نزدیک ترین کهکشان مارپیچی که شبیه کهکشان ماست آندرومدا نام دارد. حتی در شرایط رصدی متوسط هم میتوان آن را همچون ابری مه آلود از گاز و غبار دید. در یکی از خبرهای اخیر ناسا درباره اش چنین آمده: ((... کهکشان آندرومدا را اخترشناس ایرانی، عبدالرحمن صوفی، به نام  «ابر کوچک» می شناخته و در سال 964 میلادی در کتابش «صورالکواکب» به آن اشاره کرده است. احتمالا این اخترشناس ایرانی آن را در سال 905 میلادی رصد کرده است...))

آندرومدا به سبب نزدیکی اش به ما، از هر کهکشان دیگری در عالم بیشتر بررسی شده است،  چون به ما امکان میدهد که همه ویژگی های کهکشان خودمان را، که به سبب وجود غبار میان ستاره ای نمی بینیم، در آن بررسی کنیم.

 برخی از این ویژگی ها به این شرح اند: ساختار مارپیچی، خوشه های کروی و باز ستاره ای، ماده میان ستاره ای، سحابی های سیاره نما، بقایای انفجارهای ابرنواختری، هسته کهکشان، کهکشان های همراه و بسیاری دیگر.

 

نخستین شرح از آندرومدا، که آن را ابری از گاز معرفی کرده، در کتاب صورالکواکب، نوشته اخترشناس ایرانی، عبدالرحمن صوفی، در سال 964 میلادی آمده است. نخستین شرح از رصد تلسکوپی آن را سیمون ماریوس در سال 1612 ارائه کرد. شارل مِسیه، بی خبر از کشف صوفی و ماریوس، آن را به نام M31  در فهرست بزرگ سحابی هایش آورد.

 

سال ها به غلط تصور می شد که (( سحابی بزرگ آندرومدا)) یکی از نزدیکترین سحابی ها به ماست. البته، اخترشناس شهیر انگلیسی، سر ویلیام هرشل، کاشف سیاره اورانوس، نخستین بار به درستی آندرومدا را نزدیکترین ((جهان جزیره ای))، همچون راه شیری، لقب داد. اما به اشتباه تخمین زد که فاصله آندرومدا (( نباید بیش از 2000 برابر فاصله ستاره شباهنگ (1700 سال نوری) باشد))؛ و قطرش را 850 برابر فاصله شباهنگ و ضخامتش را 155 برابر این فاصله تخمین زد. این ابعاد بسیار بیشتر از ابعاد واقعی اند، البته به نظر می رسد که علت بیشتر در کم تخمین زدن فاصله شباهنگ از سوی هرشل بوده  است. امروزه میدانیم که فاصله آندرومدا از ما حدود 9/2 میلیون سال نوری، قطرش حدود 200 هزار سال نوری و ضخامتش 1000 سال نوری است.

 

 

در سال 1912، وی.ام.سلیفر، از رصد خانه لاول، سرعت شعاعی ((سحابی)) آندرومدا را اندازه گرفت و متوجه شد که این سرعت  - 266 کیلومتر بر ثانیه در حال نزدیک شدن به ما – بیشترین سرعتی است که تا به حال برای این سحابی اندازه گیری شده بود. همین، نشانه ای از ماهیت فراکهکشانی آندرومدا بود. اما، این ویلیام هاگینس، پیشگام طیف سنجی، بود که متوجه تفاوت طیفی سحابی های گازی و کهکشان ها شد؛ طیف سحابی ها دارای خطوط جذبی و طیف کهکشان ها پیوسته است.

 

در سال 1923، ادوین هابل نخستین ستاره متغیر قیفاووسی را در کهکشان آندرومدا یافت. بنابراین، فاصله میان کهکشانی و ماهیت  کهکشانی 31M را مشخص کرد. اما محاسبه اش از فاصله آندرومدا با ضریبی حدود 2 خطا داشت؛ خطایی که تا سال 1953 مشخص نشد.

کهکشان راه شیری و آندرومدا در کنار هم یکی از با شکوه ترین مخلوقات عالم، یک جفت کهکشان مارپیچی، را تشکیل میدهد. بسیاری از مارپیچی ها جفت اند، اما اغلب نامتقارن اند؛ یعنی یکی خیلی بزرگتر از دیگری است. آنها در جهت های مخالف هم می چرخند؛ یعنی یکی در جهت چرخش عقربه های ساعت و دیگری در خلاف جهت چرخش عقربه های ساعت. این چرخش نشان دهنده این حقیقت است که آنها تقریبا هم زمان با هم از دو گرداب گاز اولیه بسیار نزدیک هم متولد شده اند؛ نه اینکه به صورت جداگانه شکل گرفته و در مسیرشان اتفاقی به هم برخورده باشند.

 

شباهت ها بین این دو کهکشان بسیارند. هر دو بازوهای پر غباری دارند که از نور میلیاردها ستاره تازه متولد شده، از جمله خورشید ما، روشن شده اند. بازوها به صفحه ای متصلند که از میلیاردها ستاره، از انواع گوناگون، تشکیل شده است. در مرکز هردو برجستگی درخشانی دیده میشود که شامل یک سیاهچاله ، هاله ای از ستاره های ریز نقش سفید پیر ( بقایای ستاره های خورشید – مانند مُرده) ، و ازدحامی از ستاره های تازه کشف شده ریز نقش قهوه ای (ستاره هایی که برای به راه انداختن واکنش های هسته ای به حد کافی بزرگ نیستند) است. در اطراف هردو کهکشان دو کهکشان کوچکتر اما مهم، به اضافه چندین کهکشان کم اهمیت تر ، به صورت قمر در گردش اند. حتی زاویه تمایل صفحه هردو کهکشان نسبت به دیگری یکسان است؛ به گونه ای که ساکنان آندرومدا از راه شیری همان صحنه ای را می بینند که ما از آندرومدا می بینیم.

   

البته با این همه، عارضه ای در تصاویر اخیر نمای نزدیک تلسکوپ هابل از آندرومدا دیده شده که هنوز در راه شیری کشف نشده است. در این تصاویر دو هسته دیده می شود، که شاید بتوان آن را چنان تعبیر کرد که آندرومدا ، در گذشته، کهکشان کوچکی را، که با آن برخورد کرده جذب کرده (بلعیده) است. این نشانه ای از وقوع برخوردها در نخستین روزهای شکل گیری گروه محلی کهکشان ها می باشد؛ گروه محلی از 21 کهکشان ؛ شامل راه شیری و آندرومدا، تشکیل شده است. شاید هم اصلا چنین شُبهه ای به خاطر وجود ابری از غبار تیره باشد که در میان هسته آندرومدا قرار دارد و باعث شده ما بخشی از آن را نبینیم.

 

نخستین ابرنواختر خارج از کهکشان ما ، در 20 اوت سال 1885، به کمک چندین رصدخانه، در آندرومدا کشف شد. پیش از محو شدن ابرنواختر، در فوریه سال 1890، فقط یک اخترشناس متوجه اهمیت آن شد.

آندرومدا و راه شیری با سرعت 80 کیلومتر بر ثانیه در حال نزدیک شدن به یکدیگرند و حدود 12 میلیارد سال دیگر به هم میرسند. اما، همین طور که به هم نزدیک و نزدیکتر میشوند، در حدود 2 میلیارد سال دیگر، منظره در آسمان هرکدام باید تماشایی تر شود، چون هرکدام بزرگتر و درخشان تر در آسمان دیگری دیده میشوند. ادغام نهایی آنها منجر به تولد یک کهکشان بیضوی میشود.

 

نوشته شیما نامی از سایت نجوم ایران

منبع سایت نجوم ایران

 

تاريخ چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۹۶سـاعت 21:40 نويسنده راضیه کمال پور

مجله نجوم در نظر دارد به منظور اطلاع‌رسانی و ارائه خدمات بهتر به علاقه‌مندان به دانش نجوم و اخترشناسی، اطلاعات گروه‌ها و انجمن‌های فعال نجومی را جمع‌آوری کرده، از طریق نمایش در وبگاه نجوم در اختیار مخاطبان قرار دهد. در صورتی که تمایل به قرارگرفتن نام و مشخصات گروه یا انجمن خود در این بانک اطلاعاتی دارید، می‌توانید نام، سال تاسیس، نام مدیر، نشانی پستی و ایمیل، شماره تلفن ثابت و همراه، نشانی وبگاه یا کانال گروه یا انجمن خود را از طریق تلگرام برای ما (nojummagazine) ارسال کنید.

تاريخ چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۹۶سـاعت 20:38 نويسنده راضیه کمال پور

ا

 

برگزاری شبهای رصدی و آموزش علم نجوم و رصد در مدارس

از جمله برنامه های روتین انجمن نجوم آسمان آبادان میباشد

 

 

 

 

 

 

تاريخ جمعه نوزدهم آبان ۱۳۹۶سـاعت 20:59 نويسنده راضیه کمال پور

د

دومین جلسه هم اندیشی انجمن نجوم آسمان آبادان باموضوع ماه و استهلال ماه

با حضور استاد بزرگوار جناب شریفی و دانش اموزان علاقمند به علم نجوم

و همچنین اعطای پیکسل من یک منجم هستم به تعدادی از تلاشگران این عرصه

تاريخ پنجشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۶سـاعت 18:5 نويسنده راضیه کمال پور